بخشها
۰:۰۰–۱۵:۳۰متن مداحی قدیم کجا الان کجا
دل پرِ آهه
طفل سهسالهتو نزدیک ماهه
همدم درده
روزای خوبمون دیگه برنمیگرده
من دیگه اون رقیهای که واسه تو ناز بکنه نمیشم
اونی که با نوازشت، دو چشمهاشو باز بکنه نمیشم
من دیگه اون رقیهای که بخوابه روی پر قو نمیشم
اونکه بلند حرف نمیزد، حتی یه بار باهاش، عمو نمیشم
قدیم کجا، الان کجا
عمو کجا، سنان کجا
بابا حسین
خاطرههامون
رد میشه از جلوی چشمامو، غمامون
یکی دو تا نیست
دنیا یه چندوقته دیگه به کام ما نیست
من دیگه اون رقیه
روز و شبای مدینه نمیشم
اونی که هیچ حقی نداشت
سایهشو حتی ببینه نمیشم
من دیگه اون رقیه
گذشته با موی بلند نمیشم
اونی که لکنت زبون
نداشته وقتِ حرف زدن نمیشم
بابا شبیه تو
منم یه دست
دندونامو
زد و شکست
اشک چشامه
خیلی دلم تنگه برا عروسکامه
دلم گرفته
روزای خوب بچگیمو غم گرفته
من دیگه اون رقیهی که
مرگشو از خدا نخواد نمیشم
اونی که توی این سه سال
به عمه زحمت نمیداد نمیشم
من دیگه اون رقیهای که
نرفته بود بازار شام نمیشم
من دیگه اون دختری که
ندیده بود بزم حرام نمیشم
بابا باز هم میخوای بری سفر
خسته شدم منم ببر
میشه بگی که من هنوز نازم
شونه بزن موی منو بازم
دست توی موهای تو بندازم
شونه بزن موی منو بازم
موم سوخت
شبیه مادرت و پهلوم سوخت
بابا ببین تموم بازوم سوخت
میون شعله چشم و ابروم
ای کاش به گوش من نمیرسید حرفاش
جوری زدش رو صورتم موند جاش
به خدا سنگینه بابا دستاش
مَنِ الَّذِی أَیتَمَنِی بابا حسین
دیگه نگم برات سرم چی شد
میشه نپرسی چادرم چی شد
رفتی نگفتی دخترم چی شد
میشه نپرسی چادرم چی شد
تاره چشای من نمیبینه آره
شده لباسای تنم پاره
حتی واسم نمونده گوشواره
فرشه زیر قدمهای تو که فرشه
ولی چرا تن تو بیسرشه
گریه کنم دلم سبکتر شه
نبودنت بهونه گیرم کرد
فکر سر بریده پیرم کرد
تو رفتی و زجر اسیرم کرد
فکر سر بریده پیرم داد
ای وای میزنه روی سر من فریاد
میسوزونه زخم تنم رو باد
خبر داری که دندونم افتاد
شمردی بابا
چند تا لگد خورده به پهلوی دخترت
حسین وای
درباره مداحی قدیم کجا الان کجا
دل پرِ آهه طفل سهسالهتون نزدیک ماهه همدم درده روزای خوبمون دیگه برنمیگرده دل پرِ آهه طفل سهسالهتون نزدیک ماهه همدم درده روزای خوبمون دیگه برنمیگرده من دیگه اون رقیهای که واسه تو ناز بکنه نمیشم اونی که با نوازشت، دو چشمهاشو باز بکنه نمیشم من دیگه اون رقیهای که بخوابه روی پر قو نمیشم اونکه بلند حرف نمیزد، حتی یه بار باهاش، عمو نمیشم اونکه بلند حرف نمیزد، حتی یه بار باهاش، عمو نمیشم بابا قدیم کجا، الان کجا عمو کجا، سنان کجا قدیم کجا الان کجا عمو کجا سنان کجا (×۲) عمو کجا سنان کجا بابا حسین (×۴) بابا حسین دل پر آهه مثل سه سالهتون تاریک و سیاهه همدم درده روزای خوبمون دیگه برنمیگرده من دیگه اون رقیهای که واسه تو ناز بکنه نمیشم اونی که با نوازشت دو چشماشو باز بکنه نمیشم من دیگه اون رقیهای که بخوابه روی پر قو نمیشم اونکه بلند حرف نمیزد حتی یه بار باهاشم و نمیشم بابا قدیم کجا الان کجا عمو کجا سنان کجا عمو کجاست، سنان کجا؟ عمو کجاست، سنان کجا؟ بابا حسین بابا حسین (×۳) خاطرههامون رد میشه از جلوی چشمامون، غمامون یکی دو تا نیست دنیا یه چندوقته دیگه به کام ما نیست خاطرههامون رد میشه از جلوی چشمامون، غمامون یکی دو تا نیست دنیا یه چندوقته دیگه به کام ما نیست من دیگه اون رقیهٔ روز و شبای مدینه نمیشم اونی که هیچ احدی نداشت اونی که هیچ احدی نداشت سایهشو حتی ببینه نمیشم من دیگه اون رقیهٔ گذشته با موی بلند نمیشم اونی که لکنت زبون نداشته وقتِ حرف زدن نمیشم بابا شبیه تو منم یه دست دندونامو زد و شکست اشک چشامه اشک چشامه خیلی دلم تنگه برا عروسکامه اشک چشامه اشک چشامه بابا تو مردی خم به ابروت بیاد مادرت میفهمه چی شده پسرم همه دنیا رو به هم میدوزه عمش هی به زانو میزد ببخش منو نمیتونم کاری کنم اشک چشامه خیلی دلم تنگه برا عروسکام هی دلم گرفته روزای خوب بچگیمو غم گرفته من دیگه اون رقیهای که مرگشو از خدا نخواد نمیشم اونی که توی این سه سال به عمه زحمت نمیداد نمیشم من دیگه اون رقیهای که نرفته بود بازار شام نمیشم من دیگه اون دختری که ندیده بود بزم حرام نمیشم بابا باز هم میخوای بری سفر خسته شدم منم ببر خسته شدم منم ببر خسته شدم منم ببر میشه بگی که من هنوز نازم شونه بزن موی منو بازم دست توی موهای تو بندازم شونه بزن موی منو بازم بازم موت سوخت شبیه مادرت و پهلوت سوخت بابا ببین تمام بازوت سوخت میون شب، میون شعله چشم و ابروت ای کاش به گوش من نمیرسید حرفاش جوری زدش رو صورتم موند جاش به خدا سنگینه بابا دستاش به خدا سنگینه بابا دستاش میشه بگی که من هنوز نازم؟ (×۲) شونه بزن موی من و بازم دست توی دست، دست توی موهای تو بندازم شونه بزن موی من و بازم ای کاش به گوش من نمیرسید حرفاش جوری زدش رو صورتم موند جاش به خدا سنگینه بابا دستاش به خدا سنگینه بابا دستاش مَنِ الَّذِی أَیتَمَنِی بابا حسین من الذی أیتمنی بابا حسین من الذی من الذی بابا حسین دیگه نگم برات سرم چی شد میشه نپرسی چادرم چی شد؟ رفتی نگفتی دخترم چی شد؟ میشه نپرسی چادرم... تاره چشای من نمیبینه آره شده لباسای تنم پاره حتی واسم نمانده گوشواره عرشه زیر قدمهای تو که فرشه ولی چرا تن تو بیسرشه؟ گریه کنم دلم سبکتر شه گریه کنم دلم سبکتر شه نبودنت بهونه گیرم کرد فکر سر بریده پیرم کرد تو رفتی و زجر اسیرم کرد فکر سر بریده پیرم ای داد میزنه روی سر من فریاد میسوزونه زخم تنم رو باد خبر داری که دندونم افتاد؟ شمردی بابا چند تا لگد خورده به پهلوی دخترت؟ شمردی بابا شمردی بابا چند تا لگد خورده به پهلوی دخترت؟ حسین وای حسین وای
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط