بخشها
۰:۰۰–۹:۳۶متن مداحی بغل وا کن که پناه خودمی
حسین جانم، حسین جانم
به اولین روضهی اباعبدالله
حلالم کنین خدا ندارم دیگه
قَسَم به اندازهی اباعبدالله
تا این اسمو دلم میگه
صدامو میشنوی دیگه
ببین میشه همین آروم جونم
عجب آرامشی دارم
با گریه خواهشی دارم
میخوام با سوز دل بازم بخونم
بغل وا کن که پناه خودمی
بغل وا کن تکیهگاه خودمی
اصلاً میشنوی این صدامو
اصلاً میبینی گریههامو
بیا دونه به دونه بشمارم غمامو
بیا یکم بشین کنارم
پناه دل بیقرار
تو زندگیم به جز تو هیچکی رو ندارم
بغل وا کن که پناه خودمی
بغل وا کن تکیهگاه خودمی
تو میخری نالهی دل این نوکر
به تکرار نالهی غریب مادر
تو تکرار ضربههای تیغ و خنجر
صدای خستهی خواهر
دو باره خاکی مادر
نگم شام غریبان حَرم رو
همش یاد تو میافتم
چقدر با ذوالجناح گفتم
کجا انداختی جان حَرم رو
بغل وا کن برای دخترت
بغل وا کن چی اومده سَرت
این چه بلائیه سَرت آوردن
چجوری از گودال دَرِت آوردن
این چه بلائیه سرم آوردن
خلاصهی جنگو تو حَرم آوردن
به خاک سیاه نشستم
چقدر چشم به راه نشستم
برا دیدنت سه ساعت
جلو قتلگاه نشستم
پا پس نمیکِشه
همه رفتند ولی شمر که دست نمیکِشه
زینب رسید و گفت
مادر بیا ببین دیگه نفس نمیکِشه
تاختند اونا که ملک ری رو باختند
بدجوری با همدیگه ساختند
تو رو توی گودی انداختند
زیر و رو شدی
پشت و رو شدی
چجوری با مادرت روبرو شدی
بیهوا زدند
با عصا زدند
جلو خواهر تو با کف پا زدند
ای حسین من، ای حسین من
درباره مداحی بغل وا کن که پناه خودمی
جانم جانم جانم حسین جانم حسین جانم حسین جانم جانم جانم حسین جانم حسین جانم حسین جانم جانم جانم حسین جانم حسین جانم حسین جانم جانم جانم حسین جانم به اولین روضهٔ اباعبدالله به اولین روضهٔ اباعبدالله به اولین روضهٔ اباعبدالله حلالم کن، خدا ندارم دیگه قسم به اندازهٔ اباعبدالله تا این اسمو دلم میگه صدامو میشنوی دیگه ببین میشه همین آروم جونم عجب آرامشی دارم با یه خواهشی دارم میآم میخوام با سوز دل بازم بخونم بغل وا کن که پناه خودمی بغل وا کن تکیهگاه خودمی بغل وا کن تکیهگاه خودمی بغل وا کن که پناه خودمی بغل وا کن تکیهگاه خودمی بغل وا کن تکیهگاه خودمی بغل وا کن که پناه خودمی بغل وا کن بغل وا کن که پناه خودمی بغل وا کن تکیهگاه خودمی اصلاً میشنوی صدامو؟ اصلاً میبینی گریههامو؟ بیا دونهبهدونه بشمرم غمامو بیا یکم بشین کنارم پناه دل بیقرارم تو زندگیم بهجز تو هیچکی رو ندارم بغل وا کن که پناه خودمی بغل وا کن تکیهگاه خودمی پناه خودمی بغل وا کن بغل وا کن که پناه خودمی بغل وا کن تکیهگاه خودمی بغل وا کن بغل وا کن که پناه خودمی بغل وا کن بغل وا کن بغل وا کن که پناه خودمی بغل وا کن تکیهگاه خودمی تو میخری ناله دل این نوکر به تکرار ناله غریب مادر تو تکرار ضربههای تیغ و خنجر به تکرار ناله غریب صدای خسته خواهر دوباره چادر خاکی مادر نگم شام غریبان حرم رو همهش یاد تو میافتادم چقدر با ذوالجناح گفتم کجا انداختی جان حرم رو بغل وا کن برای دخترت بغل وا کن چی اومده سرت بغل وا کن چی اومده سرت بغل وا کن برای دخترت بغل وا کن بغل وا کن برای دخترت بغل وا کن چی اومده سرت این چه بلاییه سرت آوردن چهجوری از گودال درت آوردن این چه بلاییه سرم آوردن خلاصهٔ جنگو توو حرم آوردن به خاک سیاه نشستم چقدر چشمبهراه نشستم برای دیدنت سه ساعت جلو قتلگاه نشستم پا پس نمیکشه همه رفتن ولی شمر که دست نمیکشه زینب رسید و گفت مادر بیا ببین دیگه نفس نمیکشه تاختن اونا که ملکِ ری رو باختن بدجوری با همدیگه ساختن تو رو توی گودی انداختن زیر و روت کردن پشت و روت کردن چهجوری با مادرت روبهروت کردن زیر و روت کردن پشت و روت کردن چهجوری با مادرت روبهروت کردن بیهوا زدن با عصا زدن جلو خواهرت تو رو با کفِ پا زدن ای حسینِ من ای حسینِ من ای حسین، ای حسین، ای حسینِ من ای حسینِ من
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.