
بخشها
۰:۰۰–۴:۱۵متن مداحی کوه ارادهای
کوه اراده ای ؛ با اقتدار پیش حسین ایستادهای
هم شیر زاده ای ؛ هم شیرزن شدی و دوتا شیر زادهای
فخر مخدّرات ؛ بانوی با ابهّت این خانوادهای
مانند مادرت ؛ کوبنده حرف میزنی و فوقالعادهای
از بس جلیله ای ؛ عبّاس داده ای ، نخ معجر نداده ای
در نزد آفتاب ؛ کردی از این دو ماه ، عجب استفاده ای
لشکر کشیده ای ؛ از بین خیمه ، تیغ دو پیکر کشیده ای
این ذو الفقار را ؛ با این دوتا پسر ، علوی تر کشیده ای
شانه به مویشان ؛ سرمه به چشم این دو برادر کشیده ای
ای مادر شهید ؛ این نوع درد را دو برابر کشیده ای
انگار یک تنه ؛ جام بلای قافله ای سر کشیده ای
با این که سال ها زحمت برای این دو دلاور کشیدهای
در محضر حسین ؛ حالا قلم به واژهی مادر کشیده ای
در چهره ات ندید ؛ هرگز کسی غم دو جوان رشید را
بهتر نبوده اند ؛ نشنیده اند آن چه که گوشت شنید را
یا که ندیده اند ؛ از روی تل ، هر آن چه که چشم تو دید را
بهتر ندیده اند ؛ آنجا که پای زجر به خیمه رسید را
بهتر ندیده اند ؛ این قامتی که بین خرابه ، خمید را
بهتر ندیده اند ؛ در شام ، کوچه گردی و بزم یزید را
بهتر ندیده اند ؛ یک سال و نیم ، موی سراسر سپید را
بهتر ندیده اند ؛ که صدا میزدی
مادر آب کجایی ؟ پسرت آب نخور
پدر خاک کجایی ؟ پسرت خاک نشد
درباره مداحی کوه ارادهای
کوه اراده ای ؛ با اقتدار پیش حسین ایستادهای هم شیر زاده ای ؛ هم شیرزن شدی و دوتا شیر زادهای فخر مخدّرات ؛ بانوی با ابهّت این خانوادهای مانند مادرت ؛ کوبنده حرف میزنی و فوقالعادهای از بس جلیله ای ؛ عبّاس داده ای ، نخ معجر نداده ای در نزد آفتاب ؛ کردی از این دو ماه ، عجب استفاده ای لشکر کشیده ای ؛ از بین خیمه ، تیغ دو پیکر کشیده ای این ذو الفقار را ؛ با این دوتا پسر ، علوی تر کشیده ای شانه به مویشان ؛ سرمه به چشم این دو برادر کشیده ای ای مادر شهید ؛ این نوع درد را دو برابر کشیده ای انگار یک تنه ؛ جام بلای قافله ای سر کشیده ای با این که سال ها زحمت برای این دو دلاور کشیدهای در محضر حسین ؛ حالا قلم به واژهی مادر کشیده ای در چهره ات ندید ؛ هرگز کسی غم دو جوان رشید را بهتر نبوده اند ؛ نشنیده اند آن چه که گوشت شنید را یا که ندیده اند ؛ از روی تل ، هر آن چه که چشم تو دید را بهتر ندیده اند ؛ آنجا که پای زجر به خیمه رسید را بهتر ندیده اند ؛ این قامتی که بین خرابه ، خمید را بهتر ندیده اند ؛ در شام ، کوچه گردی و بزم یزید را بهتر ندیده اند ؛ یک سال و نیم ، موی سراسر سپید را بهتر ندیده اند ؛ که صدا میزدی مادر آب کجایی ؟ پسرت آب نخور پدر خاک کجایی ؟ پسرت خاک نشد
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.