
بخشها
۰:۰۰–۳:۵۵متن نماهنگ خزان دل
گُنَهکارم گُنَهکارم پریشانم پشیمانم
تو میدانی نه سر مانده نه سامانم پشیمانم
قبول است این که بد کردم
خزانم خستهام زردم
کویرم تشنهام دردم
بیابانم پشیمانم
از اینکه زیر قولم میزنم باید ببخشی تو
از اینکه پای عهد خود نمیمانم پشیمانم
شنیدم شرط توبه نم نم اشک است پس امشب
شهادت میدهد باران چشمانم پشیمانم
به خاطر خواهیام یا رب گناهم را ببخش امشب
که من عمری غلام شاه عطشانم پشیمانم
گُریز روضه جانسوز و سکینه با خودش میگفت
از اینکه مشک دادم به عمو جانم پشیمانم
عمو جان غنچهها نشکفته پژمرد
به روی دست عمه دختری مُرد
مرا یک حرف باشد با تو آن هم
اگر بودی کسی سیلی نمیخورد
درباره نماهنگ خزان دل
گناهکارم گناهکارم پریشانم پشیمانم تو میدانی نه سرمایه نه سامانم پشیمانم قبول است اینکه بد کردم خزانم خستهام زردم کویرم تشنهام دردم بیابانم پشیمانم از اینکه زیر قولم میزنم باید ببخشی تو از اینکه پای عهد خود نمیمانم پشیمانم شنیدم شرط توبه نمنم اشک است پس امشب شهادت میدهد باران چشمانم پشیمانم پشیمانم پشیمانم به خاطرخواهیام، یا رب گناهم را ببخش امشب که من عمری غلام شاه عطشانم پشیمانم گریز روضهٔ جانسوز و سکینه با خودش میگفت از اینکه مشک دادم به عموجانم پشیمانم عموجان، غنچهای نشکفته پژمرد به روی دست عمه دختری مُرد عمو عباس، مرا یک حرف باشد با تو آن هم عموجان، اگر بودی کسی سیلی نمیخورد
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط