
ظهر فردا قد رعنای حسین است کمان - محمود کریمی و حنیف طاهری
دانلود ظهر فردا قد رعنای حسین است کمان
بخشها
۰:۰۰–۸:۰۶متن مداحی ظهر فردا قد رعنای حسین است کمان
ظهر فردا ، قدّ رعنای حسین است کمان
باز جوید شه بییار ز عبّاس نشان
ز علمدار خود ، آن خسرو شمشاد قدان
که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان
قرص خورشید هم از خجلت او پنهان است
امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است
مکن ای صبح طلوع ، مکن ای صبح طلوع
تو خودت می دونی طاقت ندارم
آخه من تورو به کی بسپارمت
باورم نمیشه آخرین شبه
فردا این موقع دیگه ندارمت
آخه من چه جوری طاقت بیارم ؟
چه قدر زود داره می گذره حسین
سال و ماه و روزمون تموم شده
دیگه ساعتای آخره حسین
آخه پنجاه ساله پا به پات بودم
آخه پنجاه ساله بی قرارتم
آخه پنجاه ساله مادرت شدم
آخه پنجاه ساله من کنارتم
مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع
علی اکبر به اجازت ز پدر خواهش مند
صبر از این بیش ندارم، چه کنم تا کی و چند؟
جان به رقص آمده از آتش غیرت ؛ چو سپند
بوسهای بر لب خشکم بزن ؛ ای چشمهی قند
دستی اندر خم زلفی که چنین پیچان است
امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع
فردا این موقع اگه خوردی زمین
بگو دلواپسیمو چی کار کنم
همه تون میخواید برید ، من می مونم
غصه ی بی کسیمو چی کار کنم ؟
فردا این موقع سرت شلوغ میشه
فردا این موقع سرت رو می برن
فردا این موقع یواش یواش دیگه
به اسیری خواهرت رو می برن
فردا این موقع رو سینه ات می شینن
فردا این موقع زیر نیزه گمی
فردا پیکرت رو در هم می کنن
فردا این موقع ها تو زیر سُمی
درباره مداحی ظهر فردا قد رعنای حسین است کمان
ظهر فردا قد رعنای حسین است کمان باز جوید شه بییار ز عباس نشان ز علمدار خدا، خسرو شمشادقدان که به مژگان شکند قلب همه صفشکنان قرص خورشید هم از خجلت او پنهان است امشب ایرانشه دین در حرمش مهمان است ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است مکن ای صبح طلوع امشب ایرانشه دین در حرمش مهمان است ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است مکن ای صبح طلوع مکن ای صبح طلوع تو خودت میدونی طاقت ندارم آخه من تو رو به کی بسپارمت؟ تو خودت میدونی طاقت ندارم آخه من تو رو به کی بسپارمت؟ باورم نمیشه آخرین شبه فردا این موقع دیگه ندارمت فردا این موقع دیگه ندارمت آخه من چهجوری طاقت بیارم؟ تو خودت میدونی طاقت ندارم آخه من تو رو به کی بسپارمت؟ باورم نمیشه آخرین شبه فردا این موقع دیگه ندارمت آخه من چهجوری طاقت بیارم؟ چقدر زود داره میگذره حسین سال و ماه و روزمون تموم شده دیگه ساعتای آخر حسین آخه پنجاه ساله پابهپات بودم آخه پنجاه ساله بیقرارتم آخه پنجاه ساله مادرت شدم آخه پنجاه ساله من کنارتم مکن ای صبح طلوع مکن ای صبح طلوع مکن ای صبح طلوع علی اکبر به اجازت ز پدر خواهشمند صبر از این بیش ندارم چه کنم تا کی و چند جان به رقص آمده از آتش غیرت چو سپند بوسهای بر لب خشکم بزن ای چشمهٔ قند دستی اندر خم زلفی که چنین پیچان است امشبی را شه دین در حرمش مهمان است مکن ای صبح طلوع مکن ای صبح طلوع مکن ای صبح فردا این موقع اگه خوردی زمین بگو دلواپسیم رو چیکار کنم فردای این موقع اگه خوردی زمین بگو دلواپسیم رو چیکار کنم همهتون میخواین برید، من میمونم غصه بیکسیمو چیکار کنم فردای این موقع سرت شلوغ میشه فردای این موقع سرت شلوغ میشه فردای این موقع سرت رو میبرند فردای این موقع یواشیواش دیگه به اسیری خواهرت رو میبرند حسین فردای این موقع، ظهر یعنی فردا فردای این موقع، رو سینهات میشینند فردای این موقع، زیر نیزه گمی فردا پیکرت رو درهم میکنند فردای این موقعها، تو زیر سمی حسین حسین
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط