
باز شب شد و باز مردی را - حسین سیب سرخی
دانلود باز شب شد و باز مردی را
بخشها
۰:۰۱–۳:۱۵متن مداحی باز شب شد و باز مردی را
باز شب شد و باز مردی را
سر برهنه به کوچه آوردند
خاطرات شکستهی او را
به مدینه به کربلا بردند
بیحیاها به ناسزا آن شب
پیش چشمش شراب میخوردند
بغض سنگین اشک چشمانش
به حوالی کوفه پر میزد
به همانجا که دست زنها را
به سر شانههایشان بستند
و به دستان دختر حیدر
همگی را به ریسمان بستند
چون اسیران اهل بیتی را
خارج از دین خطاب میکردند
شام مثل فضای کوفه نبود
که علی را حساب میکردند
ای وای! شام مثل فضای کوفه نبود
که علی را حساب میکردند
با سری که به چوب میبستند
خواهری را عذاب میکردند
وای از آن لحظه بر شما چه گذشت
که کنیز انتخاب میکردند
درباره مداحی باز شب شد و باز مردی را
باز شب شد و باز مردی را سر برهنه به کوچه آوردند خاطرات شکستهی او را به مدینه به کربلا بردند بیحیاها به ناصزا آن شب پیش چشمش شراب میخوردند جوری ناله بزن صدا به صدا نرسد بغض سنگین اشک چشمانش بغض سنگین اشک چشمانش به حوالی کوفه پر میزد به همانجا که دست زنها را به سر شانههایشان بستند و به دستان دختر حیدر همگی را به ریسمان بستند چون اسیران اهل بیتی را خارج از دین خطاب میکردند شام مثل فضای کوفه نبود که علی را حساب میکردند حرف من تو این دو سه بیته هر کی گریه کرد، نالهشو ببره کربلا ای وای! شام مثل فضای کوفه نبود که علی را حساب میکردند با سری که به چوب میبستند خواهری را عذاب میکردند با سری که به چوب میبستند خواهری را عذاب میکردند وای از آن لحظه بر شما چه گذشت که کنیز انتخاب میکردند
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط