بیش از این سوختن نمی خواهم - حسین سیب سرخی
دانلود بیش از این سوختن نمی خواهم
بخشها
۰:۰۳–۸:۵۰متن مداحی بیش از این سوختن نمی خواهم
بیش از این سوختن نمیخواهم
گریه بر خویشتن نمیخواهم
مده زحمت به بازویت مادر
به خدا پیراهن نمیخواهم
وا اماه
درد داری تو استراحت کن
نیمهشب آب من نمیخواهم
ای که غم دیده از وطن هستی
بعد از این من وطن نمیخواهم
فکر عریانی مرا کم کن
غرق در خون کفن نمیخواهم
وقت قتلم میا سوی گودال
وقت کشتهشدن نمیخواهم
تو ببینی که شمر میآید
دست و پا سر زدن نمیخواهم
روی تو سایهٔ کبودی داد
سر سالم به تن نمیخواهم
بیش از این سوختن نمیخواهم
گریه بر خویشتن نمیخواهم
مَده زحمت به بازویت مادر
به خدا پیرهن نمیخواهم
درد داری تو استراحت کن
نیمهشب آب من نمیخواهم
ای که غم دیده از وطن هستی
بعد از این من وطن نمیخواهم
فکر عریانی مرا کم کن
غرقه در خون کفن نمیخواهم
وقت قتلم میا سوی گودال
وقت کشته شدن نمیخواهم
تو ببینی که شمر میآید
از تو پرپر زدن نمیخواهم
وا اماه
آینه بودی و یکباره ترک خوردی تو
من بمیرم سرِ من بود، کتک خوردی تو
ضربهای خورد به در، پیکرت افتاد زمین
تا تو خوردی به زمین، دخترت افتاد زمین
اشک از گوشهٔ چشمِ تَرَت افتاد زمین
چادرت پاره شد و از سرت افتاد زمین
روزگارِ من اگر بر تو غمافزود، ببخش
رنگِ رخسارِ تو را باز برافروخت، ببخش
گیسویت در وسطِ خانه اگر سوخت، ببخش
سینه ات را نوکِ مسمار به در دوخت، ببخش
یا امّاه یا امّاه
وا اماه وا اماه
درباره مداحی بیش از این سوختن نمی خواهم
بیش از این سوختن نمیخواهم گریه بر خویشتن نمیخواهم مده زحمت به بازویت مادر به خدا پیراهن نمیخواهم بیش از این سوختن نمیخواهم گریه بر خویشتن نمیخواهم مده زحمت به بازویت مادر به خدا پیراهن نمیخواهم بیش از این سوختن نمیخواهم گریه بر خویشتن نمیخواهم مده زحمت به بازویت مادر به خدا پیراهن بیش از این سوختن نمیخواهم گریه بر خویشتن مده زحمت به بازویت مادر به خدا پیراهن نمیخواهم بیش از این سوختن نمیخواهم گریه بر خویشتن وا اماه وا اماه وا اماه وا اماه وا اماه وا اماه وا اماه وا اماه درد داری تو اضطراب مکن نیمهشب آب من نمیخواهم اینقدر درد داری تو استراحت کن نیمهشب آبمن نمیخواهم این که غم دیدهات به تن دستی بعد از این من به تن نمیخواهم فکر عریانی مرا کم کن غرق در خون کفن نمیخواهم فکر عریانی مرا کم کن غرق در خون کفن نمیخواهم وقت قتلم میا سوی گودال وقت قتلم میا سوی گودال وقت کشتهشدن نمیخواهم تو ببینی که شمر میآید دست و پا سر زدن نمیخواهم دست و پا سر زدن نمیخواهم روی تو سایهٔ کبودی داد سر سالم به تن نمیخواهم سر سالم به تن نمیخواهم بیش از این سوختن نمیخواهم گریه بر خویشتن نمیخواهم بیش از این سوختن نمیخواهم گریه بر خویشتن نمیخواهم مَنه زحمت به بازویت مادر به خدا پیرهن نمیخواهم مَنه زحمت به بازویت مادر به خدا پیرهن نمیخواهم بیش از این سوختن نمیخواهم گریه بر خویشتن مده زحمت به بازویت مادر به خدا پیروهن درد داری تو استراحت کن نیمهشب آب من نمیخواهم درد داری تو استراحت کن نیمهشب آب من نمیخواهم ای که غم دیدهات به تن هستی بعد از این من وطت نمیخواهم فکر عریانی مرا کم کن غرقه در خون کفن نمیخواهم وقت قتلم میا سوی گودال وقت کشته شدن نمیخواهم تو ببینی که شمر میآید از تو پرپر زدن نمیخواهم وا اماه وا اماه وا اماه وا اماه آینه بودی و یکباره ترک خوردی تو من بمیرم سرِ مصلوت، کتک خوردی تو ضربهای خورد به در، پیکرت افتاد زمین تا تو خوردی به زمین، دخترت افتاد زمین اشک از گوشهٔ چشمِ تَرَت افتاد زمین چادرت پاره شد و از سرت افتاد زمین روزگارِ من اگر بر تو غمافزود، ببخش رنگِ رخسارِ تو را باز برافروخت، ببخش گیسویت در وسطِ خانه اگر سوخت، ببخش سینه ات را نوکِ مسمار به در دوخت، ببخش یا امّاه یا امّاه وا اماه وا اماه
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط