فقیر بانوییام که غنی بالذات است - محمود کریمی
دانلود فقیر بانوییام که غنی بالذات است
بخشها
۰:۰۰–۱۸:۴۳متن مداحی فقیر بانوییام که غنی بالذات است
فقیر بانوییام که
غنیِ بالذات است
همان کسی که کرم از کرامتش مات است
فقط نه ما که برای پیمبران محشر
مدال فاطمیون مایهٔ مباهات است
ببین ولایت او را به سیزده معصوم
بگو که حضرت زهرا بزرگ سادات است
علیست حق و مع الحق همان مع الزهراست
برای فاطمه او لایق مواسات است
سه جمله خطبهٔ او افتخار آلالله
سه آیه کوثر او آبروی آیات است
عیار خطبهٔ زهرا فراتر از انجیل
دو خط فضیلت زهرا ورای تورات است
دخیل حرمت تسبیح فاطمه است نماز
که واجبات گهی گیر مستحبات است
نصیب دوست او بهترین تحیات و
نصیب دشمن او بدترین مجازات است
چه بانویی،
حسنینش گرسنه خوابیدند
ولی برای فقیران به فکر خیرات است
نوشتم که بعد از وفات
صد موقف، نگاه مادریاش دستگیر اموات است
نوشتن ائمه، فقط دو قطره اشك
برای مادر ما، افضل العبادات است
سرفه میکنی، هم از دهانت خون میآد
هم از زخم سینه خون میآد
صدات گرفته
دستات میلرزه
تو فقط هجده سالته، مادر
شنیدهایم مدینه به او سری نزدند
امان ز حال مریضی که بیملاقات است
فاطمه جان، کسی به تو سر نزد
کسی حالی هم از ما نپرسید
تنها میری و ما هم تنها میمونیم
ببین میتوانی
بمانی ،بمان
اگر میشود میتوانی
بمان عزیزم
آخه تو خیلی جوانی
در کنار بسترت مینالم ای یار
مردم از نالههات
وقتی که گفتی خدانگهدار
فاطمه جان
میمیرم از این درد و غم
تو زندگی یه بار ازم
منو خجالت دادی و
چیزی ازم نخواستی
نشو رفیق نیمه راه
جون علی تو جون بخواه
جونمو هدیه کردم و
رومو زمین گذاشتی
با رفتنت میسوزه این باغ
من یلِ خیبرم اما
نمیشم حریفِ این داغ
از روزی که کنجِ حیاط
تابوتتو ساختم برات
کنارِ اون گهوارهای
که مالِ محسنت بود
زینب ازم ناراحته
دلِ خودم قیامته
ای مهربان ای باوفا
چه وقت رفتن تو بود
فاطمه جان، ممنونم اگر نروی
کفنها رو دادی به زینب، ولی
داری دخترت رو کفن میکنی
حسینم بدون کفن مونده و
من و خوش به این پیروهن میکنی
همش زیر لب گفتی از تشنگی
همش رفتی از حال و گفتی: حسین
بمیرم برات، این شب آخری
همش گفتی گودال و گفتی: حسین
حسین
اومد امشب یا فردا صبحی، ارباب من و شما صورت کف پای مادر گذاشت
صورت به صورتِ مادر گذاشت
هی گفت مادر، کَلِّمینی یا اُمّاه
این بازدیدو یه شبی مادر پس داد
زینب دید مادر بالای سرِ بدن بیسر نشست
یه کاری کرد، عالم به هم ریخت
دید مادر خونهای گلوی حسینو گرفت، به گیسوانِ خودش مالید
حسین
درباره مداحی فقیر بانوییام که غنی بالذات است
فقیر بانوییام که فقیر بانوییام که غنیِ بالذات است فقیر بانوییام که غنی بالذات است همان کسی که کرم از کرامتش مات است فقط نه ما که برای پیمبران محشر مدال فاطمیون مایهٔ مباهات است ببین ولایت او را به سیزده معصوم ببین ولایت او را به سیزده معصوم بگو که حضرت زهرا بزرگ سادات است علیست حق و مع الحق همان مع الزهراست برای فاطمه اولی لقَب مواسات است سه جمله خطبهٔ او افتخار آلالله سه آیه کوثر او آبروی آیات است عیار خطبهٔ زهرا فراتر از انجیل دو خط فضیلت زهرا ورا تورات است دخیل حرمت تسبیح فاطمه است نماز که واجبات گهی گیر مستحبات است نصیب دوست او بهترین تحیات و نصیب دشمن او بدترین مجازات است چه بانویی، حسنینش گرسنه خوابیدند چه بانویی، حسنینش گرسنه خوابیدند چه بانویی، حسنینش گرسنه خوابیدند چه بانویی، حسنینش گرسنه خوابیدند ولی برای فقیران به فکر خیرات است نوشتم که بعد از وفات صد موقف، نگاه مادریاش دستگیر اموات است نوشتن ائمه، فقط دو قطره اشك برای مادر ما، افضل العبادات است ای مادر سرفه میکنی، هم از دهانت خون میآد هم از زخم سینه خون میآد صدات گرفته دستات میلرزه تو فقط هجده سالته، مادر شنیدهایم مدینه به او سری نزدند امان ز حال مریضی که بیملاقات است فاطمه جان، کسی به تو سر نزد کسی حالی هم از ما نپرسید تنها میری و ما هم تنها میمونیم ببین میتوانی بمانی بمان اگر میشود میتوانی بمان عزیزم آخه تو خیلی جوانی در کنار بسترت مینالم ای یار در کنار بسترت مینالم ای یار مردم از نالههات وقتی که گفتی خدانگهدار فاطمه جان میمیرم از این درد و غم تو زندگی یه بار ازم منو خجالت دادی و چیزی ازم نخواستی نه، شوهرِ فیالغمین برات جون علی تو جون بخواه جونمو هدیه کردم و رومو زمین گذاشتی با رفتنت میسوزه این باغ من یلِ خیبرم اما نمیشم حریفِ این داغ از روزی که کنجِ حیاط تابوتتو ساختم برات کنارِ اون گهوارهای که مالِ محسنت بود زینب ازم ناراحته دلِ خدیـ ای مهربانِ باوفا چه وقت رفتن تو بود فاطمه جان، ممنون برُوزم و جلوهام، تقدیم کنم، غصه و جانم بخورد. کفنها رو دادی به زینب، ولی داری دخترت رو کفن میکنی حسینم بدون کفن مونده و من و خوش به این پیروهن میکنی همش زیر لب گفتی از تشنگی همش رفتی از حال و گفتی: حسین بمیرم برات، این شب آخری همش گفتی گودال و گفتی: حسین حسین اومد امشب یا فردا صبحی، ارباب من و شما صورت کف پای مادر گذاشت صورت به صورتِ مادر گذاشت هی گفت مادر، کَلِّمینی یا اُمّاه این بازدیدو یه شبی مادر پس داد زینب دید مادر بالای سرِ بدن بیسر نشست یه کاری کرد، عالم به هم ریخت دید مادر خونهای گلوی حسینو گرفت، به گیسوانِ خودش مالید حسین
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط