
تو دل شب ها خواهری تنها - حسین سیب سرخی
دانلود تو دل شب ها خواهری تنها
بخشها
۰:۰۰–۱۵:۱۳متن مداحی تو دل شب ها خواهری تنها
تو دل شبها خواهری تنها سر به خاک غم میذاره
خاطرههاشو میاره در یاد با دلی که بیقراره
وای بیقراره از غروب کربلا
به یاد سرای روی نیزهها
برای گریههای بچهها و اشک
سوز آتیش به روی خیمهها
گشته غرق سوز و آه پادشاه بیسپاه
بغض گویای زینب و لحظههای قتلگاه
وای حسین
بچهها و اشک
سوز آتش به روی
میان خیمهها
گشته غرق سوز و آه
پادشاه کربلا
بیسپاه
پابهپای زینب و
لحظههای قتلگاه
وای
حسین
با دلی محزون
دیدهای گریون
آسمونِ بیستاره
زیر لبهاش با
یا حسین میگه
روضه میخونه دوباره
میخونه برا
می که با اون روز و شب بود
میخونه برا
غمی که با اون روز و شب بود
میخونه برا
یه کودکی غرقِ تب بود
میخونه برا
چشمایی که تشنهلب بود
خون میباره
روبهرو چشماش گهواره
خون میباره
داره میپیچه صدای اصغر
دل زینب زاره
وای امون از دل مضطر مادرش
وای خورده تیر سهشعبه به حنجرش
وای امون از دل مضطر مادرش
وای حسین
وای
بین نامحرم من بیهمدم
تو و تشت زر، منو بیهوا میزد
به روی لبهات خیزران و بیهوا
خیزران به روی لب تو
داره میمیره زینب تو
دخترت گریه میکنه و
دیدههاش شده خیره به تو
اونقدر زدنش دخترت رو
که تنش پر زخم و کبوده
داغ بر روی قلب رقیه
کوچهها و محلهٔ یهوده
میگفت: عمه جون، بابا میآد
نبرده هنوز من رو ز یاد
میگفت: عمه جون، بابا میآد
نبرده هنوز من رو ز یاد
میگفت:
همهٔ عالم
من قلب درماندم
کجایی ای شاه بیسر؟
دلپریشانم
تو ببین امشب
داره پر میگیره خواهر
آخرین شب خواهره
کاشکی امشبم بگذره
زنده میشه پیش چشمش
روز و شب همین منظره
زنده میشه پیش چشمش
تب داغ
یادمه تب داغ صحرا و لب خشک دریا و
یه امام تنها و من و کربلا
یادمه تب داغ صحرا و لب خشک دریا و
کربلا
یادمه یه غروب دلگیر و یه صدای تکبیر و
دو تا تیر و شمشیر و من و کربلا
داداش
چه کربلایی
برام غیر غم نداشت چه کربلایی
داغت رو رو دلم گذاشت چه کربلایی
چه کربلایی
داغِ تو رو دلم گذاشت
گریه کارِ روز و شبه
جون من دیگه بر لبه
روضههای تو همدمِ
لحظهلحظهٔ زینبه
یادمه، یه صدای محزونو
آسمونِ گریونو
نفسی پر از خونو
من و کربلا
آقا
یادمه وقتی خنجر آب دادو
یه طرف سر آب دادو
به تو مادر آب دادو
من و کربلا
آقا
چه کربلایی، دلمو غم گرفت داداش
چه کربلایی، تو رو ازم گرفت داداش
زندگی برام شد عذاب
لحظههام پر از اضطراب
تو میونِ دشت و طلا
خواهرت تو بزمِ شراب
یادمه کوچهها و بازارو
خواهرِ گرفتارتو
من
تو جمع اغیار و تو بر نیزهها
داداش
یادمه همه درد و غمهامو
تنها و دشنامو
من و مردم شامو
تو بر نیزهها
چه نیزههایی، تنت رو پارهپاره کرد
چه نیزههایی، خواهرتو بیچاره کرد
درباره مداحی تو دل شب ها خواهری تنها
تو دل شبها خواهری تنها سر به خاک غم میذاره تو دل شبها خواهری تنها سر به خاک غم میذاره خاطرههاشو میآره در یاد با دلی که بیقراره تو دل شبها خواهری تنها سر به خاک غم میذاره خاطرههاشو میآره در یاد با دلی که بیقراره وای بیقراره از غروب کربلا به یاد سرای روی نیزهها برای گریههای بچهها و اشک سوز آتیش به روی خیمهها گشته غرق سوز و آه پادشاه بیسپاه بغض گویای زینب و لحظههای قتلگاه وای حسین تو دل شبها خواهری تنها سر به خاک غم میذاره تو دل شبها خواهری تنها سر به خاک غم میذاره خاطرههاشو میآره در یاد با دلی که بیقراره وای، بیقراره از غروب کربلا به یاد سرای روی نیزهها برا گریههای بچهها و اشک سوز آتش به روی خیمهها وای، بیقراره از غروب کربلا بچهها و اشک سوز آتش به روی میان خیمهها گشته غرق سوز و آه پادشاه کربلا بیسپاه پابهپای زینب و لحظههای قتلگاه وای وای حسین ای وای ای وای با دلی محزون دیدهای گریون آسمونِ بیستاره زیر لبهاش با یا حسین میگه روضه میخونه دوباره میخونه برا همی که با اون روز و شب بود میخونه برا همی که با اون روز و شب بود میخونه برا یه کودکی غرقِ تب بود میخونه برا چشما اینکه تشنهلب بود خون میباره روبهرو چشماش گهواره خون میباره داره میپیچه صدای اصغر دل زینب زاره وای امون از دل مضطر مادرش وای خورده تیر سهشعبه به حنجرش وای امون از دل مضطر مادرش وای حسین وای بین نامحرم من بیهمدم تو به تشت زر، منو بیهوا میزد به روی لبهات خیزران و بیهوا خیزران به روی لب تو داره میمیره زینب تو خیزران به روی لب تو داره میمیره زینب تو دخترت گریه میکنه و دیدههاش شده خیره به تو اونقدر زدنش دخترت رو که تنش پر زخم و کبوده داغ بر روی قلب رقیه کوچهها و محلهٔ یهوده میگفت: عمه جون، بابا میآد نبرده هنوز من رو ز یاد میگفت: عمه جون، بابا میآد نبرده هنوز من رو ز یاد میگفت: همهٔ عالم من قلب درماندم کجایی ای شاه بیسر؟ دلپریشانم تو ببین امشب داره پر میگیره خواهر آخرین شب خواهره کاشکی امشبم بگذره زنده میشه زنده میشه پیش چشمش روز و شب همین منظره زنده میشه پیش چشمش تب داغ یادمه تب داغ صحرا و لب خشک دریا و یه امام تنها و من و کربلا یادمه تب داغ صحرا و لب خشک دریا و کربلا یادمه یه غروب دلگیر و یه صدای تکبیر و دو تا تیر و شمشیر و من و کربلا داداش چه کربلایی برام غیر غم نداشت چه کربلایی داغت رو رو دلم گذاشت چه کربلایی چه کربلایی داغِ تو رو دلم گذاشت گریه کارِ روز و شبه جون من دیگه بر لبه روضههای تو همدمِ لحظهلحظهٔ زینبه روضههای تو همدمِ لحظهلحظهٔ زینبه یادمه، یه صدای محزونو آسمونِ گریونو نفسی پر از خونو من و کربلا آقا آقا یادمه وقتی خنجر آب دادو یه طرف سر آب دادو به تو مادر آب دادو من و کربلا آقا آقا چه کربلایی، دلمو غم گرفت داداش چه کربلایی، تو رو ازم گرفت داداش زندگی برام شد عذاب لحظههام پر از اضطراب تو میونِ دشت و طلا خواهرت تو بزمِ شراب یادمه کوچهها و بازارو خواهرِ گرفتارتو من تو جمع اغیار و تو بر نیزهها داداش داداش داداش داداش یادمه همه درد و غمهامو تنها و دشنامو من و مردم شامو تو بر نیزهها چه نیزههایی، تنت رو پارهپاره کرد چه نیزههایی، خواهرتو بیچاره کرد جان
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط