
بخشها
۰:۰۰–۷:۳۴متن مداحی جان پدر کجاستی
ای که تمام عمر بود دوش پدر پناه تو
در دل شعله ها شده حب علی گناه تو
اسم حسین آمد و ضربه بی هوا زدند
مدرسه حسین را آتش خیمه ها زدند
لحظه آخر از کسی آب اگر نخواستی
پس به چه جرم کشتنت؟ جان پدر کجاستی؟
آمده میهمان ولی خانه اون خراب بود
کبودی تنش مث فاطمه بی حساب بود
چادر نیم سوخته را روی سرش کشیده بود
تازه به خواب رفته بود که پدرش رسیده بود
جان پدر کجاستی؟ ...
سربار عمه هام نگو نه
به سختی راه میام نگو نه
میخوام میخوام میخوام بگو خب
امشب باهات بیام نگو نه
حرفامو نشنیده بگیر
بابایی دیگه عمه برید
دائم حواسش بود به ما
حتی وسط بزم یزید
النگو هام یادت هست؟ بردند
گوشواره هام یادت هست؟ بردند
عقیق تو یادم هست! بردند
انگشترام یادت هست؟ بردند
شبیه دخترت مگه نه؟
خیلی به مادرت مگه نه؟
مث مادربزرگا شدم
به خاطر سرت ، مگه نه؟
درباره مداحی جان پدر کجاستی
زمینهٔ احساسی با نوای سید مهدی حسینی در سوگ شهادت حضرت رقیه(س) و زبانحالِ ایشان با سر مبارک سیدالشهدا(ع) در خرابهٔ شام. او با زمزمهٔ «سربار عمههام نگو نه» از رنجهای کاروان اسارت و حسرت وصال پدر میگوید.
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط