
بخشها
۰:۰۰–۵:۱۱نسخهٔ تصویری
متن نماهنگ ماه روی نیزه
تنها حرمی که روضهخون نمیخواد
حرم رقیهست
یه سر بزن به دخترت
سرگذشت مادرت شده تکرار
غروب روز عاشورا شدم بیدار
دیدم صدای داد میاد
خواهرم کمک میخواد زیر مَرکب
منو بیرون کشید از شعلهها زینب
شنیدم ساربان انگشترو بُرد
دیدم خولی سراسیمه سرو بُرد
تموم شد نبش قبر علیاصغر
نشد راضی اومد گهواره رو بُرد
آه زدنم
تو همهی راه زدنم
ماهِ روی نیزه ببین
که منو یه ماه زدنم
چه سخته بیتو زندگی
مُردم از گرسنگی، بدون تو
نفس نداره دیگه روضهخونِ تو
خستهام از این و اون
من به جای خونهمون تو خرابهام
شبا از شدّت سرما نمیخوابم
یتیمی درد بیدرمون یتیمی
نبودی حُرمت ما رو شکستن
با چادری که بردن از رقیه
سر عباسو روی نیزه بستن
بد زدنم
نبودی چقدر زدنم
مادرِ تو شاهده که
منو با لگد زدنم
آه زدنم
تو همهی راه زدنم
ماه روی نیزه ببین
که منو یه ماه زدنم
اَمون از این مصیبتا
نیست غمم یکی دو تا، بیشماره
منو سیلیِ زجر آروم نمیذاره
الامان و الامان
کاش نبینی که الآن ما کجاییم
میون بازار بَردهفروشاییم
سه غم اومد به جونم هر سه یکبار
یتیمی و اسیری و غمِ یار
میافتم وقتی که از روی ناقه
رو نِی میبنده چشماشو علمدار
هِی زدنم
میدونی تا کِی زدنم
گفتم نزن چوب به لبش
تو مجلس مِی زدنم
آه زدنم
تو همهی راه زدنم
ماه روی نیزه ببین
که منو یه ماه زدنم
درباره نماهنگ ماه روی نیزه
زمینهٔ احساسی با نوای محمدحسین حدادیان در سوگ حضرت رقیه(س) و حکایت تازیانهها و رنجهای اسارت از کربلا تا ویرانهٔ شام. «ماه روی نیزه ببین که منو یه ماه زدنم، آه زدنم توو همه راه زدنم».
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
