
I Entrusted You to God and the Desert Sands - Nariman panahi
Download I Entrusted You to God and the Desert Sands
Sections
0:00–5:20Lyrics of I Entrusted You to God and the Desert Sands
سپردمت به خدا و به ریگهای بیابان
سپردمت به غبار و به خارهای مغیلان
سپردمت به وحوش و به شیرهای درنده
به مردمان دهاتی، به آهوان پریشان
به گوش خاک سپردم بنشیند روی جسمت
بد است این که بماند تن شریف تو عریان
به باد گفتم اگر شد مرتبت بنماید
که پارهپاره نبیند تن تو مادر گریان
سپردمت به هر آنچه که هست ولی تو برادر
سپردیام به که رفتی، به دلقکان و کنیزان
سپردیام به که رفتی، به شامیان حرامی
به مردمان یهود و به ناکسان و به عدوان
آه، حسین
وای حسین
روسرت ریختن یک لشکرو، سوزوندن قلب پیغمبرو
با پا برگردوندن پیکرو، وای حسین
نیزه با بغض حیدر زدن، با تیر و سنگ و خنجر زدن
گریه میکردم بیشتر زدن، وای حسین
چقدر نامرد، ریخته رو سرت
تو شلوغی گودال، گم شد پیکرت
چقدر شمشیر، چقدر خنجر
چقدر تیر و نیزه روی یک پیکر
ای حسین جانم، ای حسین جانم
دیدی چشمای گریونمو، زخماتو دادی نشونمو
روی تل گرفتی جونمو، وای حسین
دیدم افتادی از صدر زین، دیدم میلرزه عرش برین
میکوبی پا رو خاک زمین، وای حسین
از عطش رفتی، چند دفعه از حال
زیر و رو شد بدنت ته این گودال
از خدا دیگه، مرگمو میخوام
پا رو صورتت گذاشتن جلو چشمام
ای حسین جانم، ای حسین جانم
نصف روز بیچارهام کردن و، دزدیدن زندگی منو
عبا عمامه پیراهنو، وای حسین
بردن از گوشا گوشواره رو، آواره کردن یک مادرو
غارت کردن تا گهواره رو، وای حسین
بی کفن موندی، تن صد پاره
دنبال سر تو شدم آواره
طعنه و دشنام، دلمو آزرد
دشمنت خواهرتو به اسارت برد
About I Entrusted You to God and the Desert Sands
سپردمت به خدا و به ریگهای بیابان سپردمت به خدا و به ریگهای بیابان سپردمت به غبار و به خارهای مغیلان سپردمت به وحوش و به شیرهای درنده به مردمان دهاتی، به آهوان پریشان به گوشهها که سپردم بنشیند روی جسمت به دستهای که بماند تن شریف تو عریان به باد گفتم اگر شد مرتبت بنوازد که پارهپاره نبیند تن تو مادر گریان سپردمت به هر آن کس، کس ولی تو برادر سپردیام به که رفتی، به دلقکان [نامفهوم] سپردیام به که رفتی، به شامیان حرامی به مردمان یهود و به ناکسان [نامفهوم] حسین آه، حسین وای حسین رو سرت ریختن یه لشکر و سوزوندن قلب پیغمبر و با پا برگردوندن پیکر و وای حسین رو سرت ریختن یه لشکر و سوزوندن قلب پیغمبر و با پا برگردوندن پیکر و وای حسین نیزه با بغض حیدر زدن با تیر و سنگ و خنجر زدن گریه میکردم بیشتر زدن وای حسین چقدر نامرد ریخته رو سرت تو شلوغیِ تو شلوغیِ گودال گم شد پیکرت چقدر شمشیر چقدر خنجر چقدر تیر و نیزه روی یک پیکر چقدر تیر و نیزه روی یک پیکر ای حسین جانم دیدی چشمای گریونمو زخماتو دادی نشونمو روی تل گرفتی جونمو وای حسین دیدم افتادی از صدر زین دیدم میلرزه عرش برین میکوبی پا رو خاک زمین وای حسین از عطش رفتی چند دفعه از حال زیر و رو شد بدنت ته این گودال از خدا دیگه مرگم میخوام پاره صورتت گذاشتن جلو چشمام ای حسین جانم نصف روز بیچارهام کردن و دزدیدن زندگی من و عبا، عمامه، پیراهن و وای حسین بردن از گوشها گوشواره رو آواره کردن یک مادر رو غارت کردن تا گهواره رو وای حسین بیکفن موندی تنت صد پاره دنبال سرت شدم آواره طعنهٔ دشمن دلم آزرد دشمنت خواهرت رو به اسارت برد
Comments
Be the first to comment.
Your comment appears here once approved.
Related playlists