
Wounded and Broken You, Alone and Bent Me - Nariman panahi
Download Wounded and Broken You, Alone and Bent Me
Sections
0:01–7:32Lyrics of Wounded and Broken You, Alone and Bent Me
زخمی و شکسته تو، تنها و خمیده من
کوچیک شده پیکرت، سقای رشید من
زخمی و شکسته من
زخمی و شکسته تو، تنها و خمیده من
کوچیک شده پیکرت، سقای رشید من
چهار هزار نفر با تیر زدند به پیکرت
با ضربهٔ عمود شکسته تا ابرو سرت
دستت جدا شده، بمیره کاش برادرت
یک لشکر خندیدن از کینه به اشک دوتامون
افتادی هلهله کردند همهشون
خوشحالن از همه مرد پیر و جوون
اخاه وای اخاه وای اخاه وای
ای ساقی لشکرم
ای یار و برادرم
رحمی به رقیه کن
رحمی به من و حرم
هر دو با هم شکست
هم سر تو، هم کمرم
چطور باید برم
بدون تو سمت حرم؟
داغ تو هم اومد
به روی داغِ اکبرم
وقتی که نیستی رباب بی علی هرشب چه کنه
دخترم میسوزه تو تب
چه کنه؟
بین نامحرمها زینب
چه کنه؟
اخا وای اخا
چی اومده بر سرت
که باز نمیشه چشات؟
اینجا میشینم فقط
گریه میکنم برات
علم یهسمتی افتاده علمدار یه طرف
دست قلم یه سو، یه مشک خونبار یه طرف
غمهای تو دل و غصهی دلدار یه طرف
پاشو که لشکر دشمن داره میره به خیام
داره میخنده به اشکام به چشات
تو این دنیا تو بودی پشت و پنام
اخاه وای اخاه وای اخاه وای
بعد از تو همه جهان آواره شده سرم
ای وای اگه دشمنا پاشون واشه تو حرم
خودت میدونی که شمر و سنان چه بی حیان
ای وای اگه با هم به سمت خیمهها بیان
ذکر تمومی مخدراته الامان
اینجا هر کی اومده تنها به فکر غارته
یا فکر غارت و یا جسارته
زینب بی تو راهی اسارته
اخاه وای اخاه وای اخاه وای
حسین وای حسین وای حسین وای
About Wounded and Broken You, Alone and Bent Me
زخمی و شکسته تو، تنها و خمیده من کوچک شده پیکرت، سروِ قدکشیدهٔ من کوچک شده پیکرت، سروِ قدکشیدهٔ من زخمی و شکسته من زخمی و شکسته تو، تنها و خمیده من کوچک شده پیکرت، سروِ قدکشیدهٔ من کوچک شده پیکرت، سروِ قدکشیدهٔ من چهار هزار نفر با تیر زدند یه پیکره با ضربهٔ گرز و آهن شکسته تا ابرو سرت دستت جدا شده، بمیری داداش برادرت این لشکر خندیدن، از کینه و بغض و کینه تو تا افتادی هلهله کردند همهشون خوشحالند، هست این همه مردِ پیر و جوان عباس ای ساقی لشکرم ای یار و برادرم رحمی به رقیه کن رحمی به من و حرم هر دو با هم شکست هم سر تو، هم کمرم چطور باید برم بدون تو سمت حرم؟ داغ تو هم اومد به روی داغِ اکبرم وقتی که نیستی، رباب نیست علیاصغر چه کنه؟ دخترم میسوزه توو تب چه کنه؟ بین نامحرمها زینب چه کنه؟ اخا وای اخا چی اومده بر سرت که باز نمیشه چشات؟ اینجا میشینم فقط گریه میکنم برات علم یهسمتی افتاده علم، دُر یه طرف دست قلم یه سو، یه مشک خونبار یه طرف غمهای تو دل و غصهی دلدار یه طرف پاشو که لشکر دشمن داره میره به خیام داره میخنده به اشکای چشام تو این دنیا تو بودی پشت و پنام آقام، وای آقام، وای آقام، وای آقام باید براتون جون داد حق روضهت این نیست منم میدونم به سیاهی قسم دارم در حق روضهی تو جفا میکنم آقاجان آقام، وای آقام، وای آقام، وای آقام دستبهدست تو همه جوانیاش آوار شده سرای ما ای وای اگه دشمنان پاشون وا شه تو حرم ای وای اگه دشمنان پاشون وا شه تو حرم خودت میدونی که شمر و سنان چه بیحیان ای وای اگه با هم به سمت خیمهها بیان ذکر تمامیِ مخدرات که الامان اینجا هر کی اومده تنها به فکر غارته یا فکر غارت و یا اسارته زینب بیتو راهیِ اسارته
Comments
Be the first to comment.
Your comment appears here once approved.