
بخشها
۰:۰۰–۵:۲۵متن مداحی دنبال پناه اومدم
در به درم، دنبال پناه اومدم
سائلمو، مهمونیِ شاه اومدم
خستم اگه، خُب این همه راه اومدم
در میره خستگیم تو بغلت فقط
بهجز همین بغل چیزی نمیخوام ازت
ایندفعه رو بیا رومو نزن زمین
گریه کنم یهکم توی بغلت همین
دوای دردم
هنوز تو حرمت من دل سیر گریه نکردم
دوای دردم
جوابمو بده که دست خالی برنگردم
هر دفعه شد، دردای دلت بیامون
خواستی اگه، اشکات بشه آرومِ جون
یَابنَ شَبیب، روضه واسه جَدّم بخون
بگو چهجوری شمر پنجه زده به موش
بگو چطور سنان نیزه زده تو گلوش
خولی شبیه گرگ لباسشو درید
بگو که ساربان انگشتشو هم برید
وایِ رقیه
بریدن سرش رو رو به رو چشمای رقیه
درباره مداحی دنبال پناه اومدم
دربهدرم دنبال پناه اومدم دربهدرم دنبال پناه اومدم سائلم و مهمون یه شاه اومدم خستهام اگه خب اینهمه راه اومدم درمیره خستگیم تو بغلت فقط بهجز همین بغل چیزی نمیخوام ازت این دفعه رو بیا رومو نزن زمین گریه کنم یکم توی بغلت همین دوای دردم هنوز تو حرمت من دلسیر گریه نکردم دوای دردم هنوز تو حرمت من دلسیر گریه نکردم دوای دردم جوابمو بده که دستخالی برنگردم دوای دردم جوابمو بده که دستخالی برنگردم دربهدرم دربهدرم دنبال پناه اومدم دربهدرم سائلتم مهمونیِ شاه اومدم خستهام اگه خوب اینهمه راه اومدم خستهام اگه خوب اینهمه راه اومدم درمیره خستگیم تو بغلت فقط بهجز همین بغل چیزی نمیخوام ازت این دفعه رو بیا رو مونو نزن زمین گریه کنم یکم توی بغلت همین این دفعه رو بیا رو مونو نزن زمین گریه کنم یکم توی بغلت همین دوای دردم هنوز تو حرمت من دل سیر گریه نکردم دوای دردم هنوز تو حرمت من دل سیر گریه نکردم دوای دردم جوابمو بده که دست خالی برنگردم دوای دردم نوای دردم هر دفعه شد دردهای دلت بیامون خواستی اگر اشکات بشه آروم جون یا بن شبیب روضه واسه جدم بخون یا بن شبیب بگو چه جوری شمر پنجه زده به موش بگو چطور سنان نیزه زده تو گلوش خولیِ شبیهگری لباسشو درید بگو که ساربان انگشتشو برید وای رقیه بریدن سرش رو رو به چشمای رقیه
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.