
بخشها
۰:۰۰–۱۲:۳۶متن مداحی جمع کن فرش حجره رو
جمع کن فرش حجره رو بذار غریبونه جون بدم
این لحظه های آخری میخواهم شبیه جدم بشم
میخواهم شبیه جدم باشم
عطش بگیره سر تا پامو
مادر بیاد کنار جسمم
ببینه خشکی لب هامو
آخه جدم غریبم رو خاک صحرا افتاد
پیش چشمای زهرا با لب تشنه جون داد
وای از این غریبی
این لحظه های آخری بازم دلم به شور و شینه
ذکر جون دادن من فقط حسین حسین حسینه
به یاد لحظه ای افتادم که افتادی میون گودال
به یاد پیکر صد چاکت که زیر سم اسب شد پامال
مسلمونا بدونید حسین مادر نداره
توی گودال غریبه کسی اصلا نداره
گلی گم کرده ام میجویم او را
به هر گل میرسم میبویم او را
گل من یک نشانی بر بدن داشت
یکی پیراهن پاره به تن داشت
درباره مداحی جمع کن فرش حجره رو
جمع کن فرش حجره رو بذار غریبونه جون بدم این لحظهٔ آخر میخوام شبیه جدم بشم جمع کن فرش حجره رو بذار غریبونه جون بدم این لحظههای آخر شبیه جدم جون بدم این لحظههای آخر بدم جمع کن فرش حجره رو بذار غریبونه جون بدم این لحظههای آخر میخوام شبیه جدم بشم این لحظههای آخر میخوام شبیه جدم بشم میخوام شبیه جدم باشم آتیش بگیره سر تا پامو مادر بیاد کنار جسمم ببینه خشکیِ لبهامو میخوام شبیه جدم باشم آتش بگیره سر تا پامو مادر بیاد کنار جسمم ببینه خشکیِ لبهامو آخه جدِ غریبم رو خاک صحرا افتاد پیش چشمای زهرا با لب تشنه جون داد با لب تشنه جون داد وای از این غریبی وای این لحظههای آخر بازم دلم پرشور و شینه این لحظههای آخر بازم دلم پرشور و شینه ذکر جون دادن من فقط حسینه، حسینه، حسین میره ذکر جوندادن به یاد لحظهای افتادم که افتادی میون گودال به یاد لحظهای افتادم که افتادی میون گودال به یاد پیکر صدچاکت که زیر سم اسب شد پامال به یاد لحظهای افتادم که افتادی میون گودال به یاد پیکر صدچاکت که زیر سم اسب شد پامال مسلمونا بدونید حسین مادر نداره توی گودال غریبه کسی بر سر نداره نداره گلی گم کردهام میجویم او را به هر گل میرسم میبویم او را گل من یک در [نامفهوم] اگر کشتند چرا آبت ندادند? اگر کشتند چرا خاکت نکردند? کفن بر جسمِ صدچاکت نکردند? امان از دلِ زینب امان از دلِ زینب امامرضا نه پیِ دانه و آبم نه پیِ ایوانم نه پیِ دانه و آبم نه پیِ ایوانم من فقط کفترِ جلدِ حرمم من فقط کفترِ جلدِ حرمم نه پیِ دانه و آبم نه پیِ ایوانم نه پیِ دانه و آبم نه پیِ ایوانم من فقط کفترِ جلدِ حرمم من فقط کفترِ جلدِ نه پیِ دانه و آبم نه پیِ ایوانم نه پیِ دانه و آبم من فقط کفترِ جلدِ حرمم من فقط کفترِ جلدِ حرمم در هیاهوی حرم با صدایم کردید در هیاهوی حرم با صدایم کردید بیقرارِ سفرِ بیقرارِ سفرِ به خودم گفتم اگر داد فراوان شده است وقتِ پابوسیِ سلطانِ خراسان شده است دردهایم همه با دستِ تو درمان شده است آن که ایوانِ تو را دید مسلمان شده است آن که ایوانِ تو را دید سفرهٔ هیچکسی مثلِ تو بیمنّت نیست سفرهٔ هیچکسی مثل تو بیمنت نیست بیسبب نیست که صحنت خودِ دمِ خلوت نیست نه به ایوانِ طلا و نه به ایوانِ نجف حق بده رفته زِ صحنت به حرم چشمم از دیدن صحنت تو نداری سیری قم به دور و برِ تو گشته عجب پاتوقی بهتر از خاطره یا نیست دگر تقدیری دستهجمعی رسیم و دست مرا میگیری جز غبار قدمت حاجتی نیست که نیست هیچجا جز حرمِ تو خبری نیست که نیست هیچجا جز حرمِ تو کلیم اگر دعا کند بیتو دعا نمیشود مسیح اگر دوا دهد بیتو دوا نمیشود ارض و سماء به خوبیِ کوی شما نمیشود مرغ اسیر میشود دیگر رها نمیشود صفا و مروه دیدهام دل حرم دویدهام هیچ کجا کربوبلا نمیشود هیچ کجا برای من کربوبلا نمیشود
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.