
به زندان بلا موسی بن جعفر - حسین سیب سرخی
دانلود به زندان بلا موسی بن جعفر
بخشها
۰:۰۰–۴:۴۱متن مداحی به زندان بلا موسی بن جعفر
به زندان بلا موسی بن جعفر
بگوید با دلی غمگین و مضطر
کجایی ای رضاجان تا ببینی
پدر بار سفر را بسته دیگر
نور دیده
رسیده جان من بر روی این لب
ز درد دوریات در تابم ودر تب
بگویم دم به دم خلصنی یا رب
کرده مجروح
غل و زنجیر دشمن پیکرم را
شکسته بار غم بال و پرم را
به دستم نیست دیگر دخترم را
حیدر حیدر
امان از غربت موسی بن جعفر
از بس شکنجه کردهام
نمانده جای سالم بر تنم
زبان روزه در بین سیاهچال
شده افطار من سیلی دشمن
بی مروت
بیاور هرچه خواهی بر سر من
شکست اخلاق و خرد این پیکر من
نگو تو ناسزا بر مادر من
لحظهٔ مرگ
به یاد درد و رنج بیشکیبم
به یاد روز و شام غریبم
به یاد داغ آقای غریبم
واحسیناه
حسینم واحسینم واحسیناه
خودم دیدم که صحرا لاله گون است
حسینم غوطهور در دریای خون است
خودم دیدم که زهرا مادر من
میان قتلگه روضه می خونه
ای حسینم
چرا تنهایی و لشکر نداری
به روی خاکی اما سر نداری
بمیره مادرم، مادر نداری
سر بریده اگر معجر به دست بی حیا بود
چرا دیگر، تَنَت در زیرِ پا بود
نگاهِ هرزه ها بر خیمه ها بود
واحسیناه
حسینم، واحسیناه
درباره مداحی به زندان بلا موسی بن جعفر
به زندان بلا موسی بن جعفر بگوید با دلی غمگین و مضطر کجایی ای رضا تا تا ببینی پدر بار سفر را بسته دیگر نور دیده کشیده شانهام بر روی این در ز درد دوریات در تاب و مویم بگویم دم به دم خلصنی یا رب کرده مجروح غل و زنجیر دشمن پیکرم را شکسته بار غم بال و پرم را به دستم نیست دیگر دخترم را حیدر حیدر امان از غربت موسی بن جعفر حیدر حیدر امان از غربت موسی بن جعفر حیدر حیدر امان از غربت موسی بن جعفر حیدر حیدر حیدر حیدر امان از غربت موسی بن جعفر حیدر حیدر امان از غربت موسی بن جعفر حیدر حیدر امان از غربت موسی بن جعفر حیدر حیدر امان از غربت موسی بن جعفر حیدر حیدر حیدر حیدر از بس شکنجه کردهام نمانده جای سالم بر تنم زبان روزه در بین سیاهچال شده افطار من سیلی دشمن بیمروت بیاور هرچه خواهی بر سر من بیمروت بیاور هرچه خواهی بر سر من شکست اخلاق و خرد این پیکر من نگو تو ناسزا بر مادر من لحظهٔ مرگ به یاد درد و رنج بیشکیبم به یاد روز و شام غریبم به یاد داغ آقای غریبم واحسیناه حسینم واحسینم واحسیناه واحسیناه واحسیناه حسینم واحسینم واحسیناه واحسیناه حسینم واحسینم واحسیناه واحسیناه حسینم واحسینم واحسیناه واحسیناه خودم دیدم که صحرا لاله گون است حسینم غوطهور در دریای خون است خودم دیدم که زهرا مادر من میان مقتل از ره [نامفهوم] ای حسینم چرا تنهایی و لشکر نداری ای حسینم چرا تنهایی و لشکر نداری تَنِ رویِ خاکت، یا مَشعَر نداری بَمیره مادَرِت، مادر نداری بَریده، اگرچه ردِ دستِ بیحیا بود تنت دیگر، تَنَت در زیرِ پا بود نگاهِ هر دو تا، سویِ هَوا بود واحسیناه حسینم، واحسیناه واحسیناه واحسیناه حسینم، واحسیناه واحسیناه
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.