
آسمان را به روی تخته در می بردند امیر کرمانشاهی
دانلود آسمان را به روی تخته در می بردند
بخشها
۰:۰۱–۶:۲۸متن مداحی آسمان را به روی تخته در می بردند
آسمان را به روی تختهٔ در میبردند
تاجِ سر بود که باید روی سر میبردند
گرچه در کنج قفس مونس و غمخوار نداشت
بدنش روی دری بود که مسمار نداشت
سر و سامان همه بیسر و بی سامان بود
پا به یک سوی، سر از یک طرف آویزان بود
جگرش پاره شد اما به دلِ تشت نریخت
عضو عضوِ بدنش هر طرفِ دشت نریخت
گفت یک علیاکبر اگر راهیِ میدان کردم
پس چرا صد علیاصغر به عبا ریختهام
کسی از دور به پیشانیِ او سنگ نزد
گرگِ درنده به پیراهنِ او چنگ نزد
سرِ سجاده و در حالِ سجودش نزدند
هر دو دستش به تنش بود و عمودش نزدند
بود زندانی و در مجلسِ اغیار نرفت
هم رهِ اهل و عیالش سرِ بازار نرفت
کنج زندان خبر از بزم می و جام نبود
دخترش ثانیهای در ملأ عام نبود
درباره مداحی آسمان را به روی تخته در می بردند
آسمان را به روی تختهٔ در میبردند آسمان را به روی تختهٔ در میبردند تاجِ سر بود که باید روی سر میبردند مگه ابیعبدالله زینتِ دوش نبی نبود؟ چرا بدنشو رو زمین رها کردند؟ آسمان را به روی تختهٔ در میبردند گرچه در کنج قفس مونس و غمخوار نداشت آه بدنش روی دری بود که مسمار نداشت سر و سامان همه بیسروسامان بود پا به یک سو و سر از یک طرف آویزان بود ما روضه بلدیم ما تو روضه بزرگ شدیم تا میگی سر از یه طرف آویزون بود دلمون یه جایی میره ابیعبدالله هنوز حرفش تموم نشده دید سر ششماهه از یه طرف آخه چهجوری بخونم؟ با این آتیشی که شما دارید نمیتونم روضه بخونم خود امام رضا کمکم کنه جگرش پاره شد اما به دلش تشنگیاش ماند بگم و رد بشم عضو عضوِ بدنش هر طرفِ دشت نریخت گفت یک علیاکبر اگر راهیِ میدان کردم پس چرا صد علیاصغر به عبا ریختهام آی آی غریب مادر کسی از دور به پیشانیِ او سنگ نزد گرگِ درنده به پیراهنِ او چنگ نزد سرِ سجاده در حالِ سجودش نزدند هر دو دستش به تنش بود و عمودش نزدند بود زندانی و در مجلسِ اغیار نرفت همرهِ اهل و عیالش سرِ بازار آی کنج زندان خبر از بزم می و جام نبود دخترش ثانیهای در ملأ عام نبود
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط