بخشها
۰:۰۰–۷:۴۹متن مداحی اومدم با نامهٔ تو
اومدم با نامهٔ تو
با چه شوقی از مدینه
نرسیدم من به عشقم
چه غمی بدتر از اینه
بیقرارِ خواهرت
مونده یادت
زیر تابوتمو بگیر
با جوادت
گریه کن سرِ مزارم
برای قبری که بینشونه
برای مادری که جوونه
فاطمیهست، دلم روضهخونه
رضا جانم رضا
راهِ بود و تقدیرم همیشه
یه دلِ زار و پریشون
ندیدم بابامو چهارده
سالی که بود توی زندون
روضههام مثلِ مادره
یا رضا جان
اشهدم دمِ آخرِ
یا رضا جان
روزههام شبیه زهراست
ولی داغ پسر من ندیدم
خونه شعلهور من ندیدم
سیلی و میخ در من ندیدم
یا زهرا
این یه فاطمه بود، چقدر احترامش کردن
موسی بن جعفرم به این فاطمه میگفت فداها ابوها
پیغمبرم به زهراش میگفت فداها ابوها، اما فرقو ببین
دورِ این فاطمه رو گرفتن، احترام کردن
اما امان از دل اون فاطمه
نانجیب چنان لگد به در زد
میسوخت در و
فاطمه پشت در بود
سوز دل اون
بیشتر از آذر بود
بر فاطمه بود فضه نزدیک، ولی
نزدیکتر از کنیز، میخ در بود
رضا جانم، رضا
ناموس تو
بسته نشد بین طناب
معصومه رو
هیشکی نبرد بزم شراب
اما یه نفر جلو راه افتاد وقتی زینبُ آوردن گفت، طبق فرمان امیرِ شهر شام
جمله آزادید بهر انتقام
آنقدر آل پیامبر را زدند
درباره مداحی اومدم با نامهٔ تو
اومدم با نامهٔ تو با چه شوقی از مدینه نرسیدم من به مشهد چه غمی بدتر از اینه بیقرارِ خواهرت مونده یادت زیر تابوتمو بگیر با جوادت گریه کن سرِ مزارم برای قبری که بینشونه برای مادری که جوونه فاطمیهست، دلم خونهخونه گریه کن گریه کن سرِ مزارم برای قبری که بینشونه برای مادری که جوونه فاطمیهست، دلم روضهخونه رضا جانم رضا راهِ بود و تقدیرم همیشه یه دلِ زار و پریشون ندیدم بابامو چهارده سالی که بود توی زندون روضههام مثلِ مادره یا رضا جان اشهدم دمِ آخر آخرِ یا رضا جان روزههام شبیه زهراست ولی داغ پسر من ندیدم خونه شعلهور من ندیدم سیلی و میخ در من ندیدم یا زهرا روزههام شبیه زهراست ولی داغ پسر من ندیدم خونه شعلهور سیلی و میخ در من ندیدم رضا این یه فاطمه بود، چقدر احترامش کردن موسی بن جعفرم به این فاطمه میگفت فداها ابوها پیغمبرم به زهراش میگفت فداها ابوها، اما فرقو ببین دورِ این فاطمه رو گرفتن، احترام کردن اما امان از دل اون فاطمه نانجیب چنان لگد به در زد میسوخت در و میسوخت در و فاطمه پشت در بود میسوخت در و فاطمه پشت در بود سوز دل اون بیشتر از آذر بود بر فاطمه بود فضه نزدیک، ولی بر فاطمه بود فضه نزدیک، ولی نزدیکتر از کنیز، میخ در بود رضا جانم، رضا رضا جانم، رضا ناموس تو بسته نشد بین طناب امشب بیا دعا کنم، خدا به آبروی حضرت زهرا، لذت گریه به اهلبیت رو به ما بچشانه، هستِ مرا بگیر، فقط گریه را نگیر تا نَفَس داریم بتونیم برات گریه کنیم یا زهرا ناموس تو، یا امام رضا ناموس تو بسته نشد بین طناب معصومه رو هیشکی نبرد بزم شراب اما یه نفر جلو راه افتاد وقتی زینبُ آوردن گفت، طبق فرمان امیرِ شهر شام جمله آزادید بهر انتقام آنقدر آل پیامبر را زدند هی
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط