
بخشها
۰:۰۰–۱۰:۱۵متن مداحی از من بگذر من ویرانم
از من بگذر؛ من ویرانم
من یک آوار از عصیانم
از من بگذر؛ من گریانم
حقّم نار است؛ خود میدانم
بر دوش خود، بار گناه میبرم
بارم را با روی سیاه میبرم
از خوف تو به تو پناه میبرم
آغوش وا کن
آقا جان! بر طفل نادم خود؛ بغل بده
آغوش وا کن
مولاجان! غریبهی محلّه را محل بده
آغوش وا کن؛ آغوش وا کن
روحم را با خود دمخور کن
نان جرمم را آجر کن
من بیلطفت، یار شمرم
جان زهرا، من را حر کن
جانا! من دلمردهام؛ حیاتم بده
از چنگال نفسم، نجاتم بده
پای رفتن سوی صراطم بده
آغوش وا کن
ولگرد پاپتی بیکسوکار آمده
آغوش وا کن
بر دامان مهرت، دست غبار آمده
آغوش وا کن؛ آغوش وا کن
نامش عشق است؛ او باران است
او بابای یک ریحانهست
در آغوش این ریحانه
روی خاک یک ویرانهست
این دختر با روی کبود آمده
از روسریاش بوی دود آمده
از محلههای یهود آمده
آغوش وا کن
این رأس پیشانی شکسته را بغل بگیر
آغوش وا کن
لبهای خیزران نشسته را بغل بگیر
آغوش وا کن؛ آغوش وا کن
درباره مداحی از من بگذر من ویرانم
روضه و مناجات شب سوم محرم با نوای محمود کریمی که با استغفار و تمنای توبه آغاز میشود و به روضهٔ جانسوز حضرت رقیه(س) در خرابه پیوند میخورد. التماس بندهٔ پشیمان در ترجیعبند این شعر جلوه میکند: «از خوف تو به تو پناه میبرم، آغوش وا کن؛ آقاجان بر طفل نادم خود بغل بده».
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط