بخشها
۰:۰۰–۶:۲۸متن مداحی یکتنه تمام لشکر حسینم
رفتند یاران، داد از غم تنهایی
رفته ست از دست، پایاب شکیبایی
رفتن، ماندن، لطف آنچه تو اندیشی
شمشیر یا مشک، حکم آنچه تو فرمایی
یکتنه تمامِ لشکر حسینم
تحت امر مقتدای عالمینم
إنی أحامی أبداً عن دینی
مولا، دارم گرچه قدحی در دست
اما هستم از بادهٔ عشقت مست
بردم از یاد لبتشنگی خود را
سقا دیده بر هرچه بهجز تو بست
ساقیم که مشک من شده سبویم
این سبو بود تمام آبرویم
یکتنه تمام لشکر حسینم
تحت امر مقتدای عالمینم
إنی احامی ابداً عن دینی
گفتند ماهت در دام بلا افتاد
گفتند آخر سرو تو ز پا افتاد
باشد نذر خاک قدمت، مولا
در راه تو، دستی که جدا افتاد
تا که من نفس میان سینه دارم
بیامان بهسوی خیمه رهسپارم
یکتنه تمام لشکر حسینم
تحت امر مقتدای عالمینم
إنی احامی ابدا عن دینی
درباره مداحی یکتنه تمام لشکر حسینم
رفتند یاران، داد از غم تنهایی رفتند یاران، داد از غم تنهایی رفتست از دست، پایاب شکیبایی رفتن، ماندن، لطف آنچه تو اندیشی شمشیر یا مشک، حکم آنچه تو فرمایی شمشیر یا مشک، حکم آنچه تو فرمایی یکتنه تمامِ لشکر حسینم (×۲) تحت امر مقتدای عالمینم یکتنه تمامِ لشکر حسینم تحت امر مقتدای عالمینم إنی أحامی أبداً عن دینی (×۲) إنی أحامی أبداً عن دینی مولا، دارم گرچه قدحی در دست مولا دارم گرچه قدحی در دست اما هستم از بادهٔ عشقت مست بردم از یاد لبتشنگی خود را سقا دیده بر هرچه بهجز تو بست مولا! دارم گرچه قدحی در دست اما هستم از بادهٔ عشقت مست بردم از یاد لبتشنگی خود را سقا دیده بر هرچه بهجز تو بست (×۲) ساقیم که مشک من شده سبویم (×۲) این سبو بود تمام آبرویم (×۲) یکتنه تمام لشکر حسینم (×۲) تحت امر مقتدای عالمینم حسینم تحت امر مقتدای عالمینم إنی احامی ابداً عن دینی إنی احامی ابداً عن دینی إني أحامي أبداً عن ديني گفتند ماهت در دام بلا افتاد (×۲) گفتند آخر سرت از پا افتاد باشد نذر خاک قدمت، مولا در راه تو، دستی که جدا افتاد (×۲) تا که من نفس میان سینه دارم (×۲) بیامان بهسوی خیمه رهسپارم (×۲) یکتنه تمام لشکر حسینم یکتنه تمام لشکر حسینم یکتنه إنی احامی ابدا عن دینی إنی احامی ابدا عن دینی
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط