
بخشها
۰:۰۰–۱۳:۰۵متن مداحی وقتی نیستی کنار من
وقتی نیستی کنار من دیگه دردمو بگم به کی
بی وفاها همه پشتمو خالی کردن یکی یکی
اینجا خبری نیست از باغ و شکوفه
من خیری ندیدم از مردم کوفه
دعوا سر اینه آخر کی قراره
رو نیزه سرت رو تو کوفه بیاره
دلاشون چه سنگه چشاشون چه شوره
قرار ملاقات تو کنج تنوره
نه یه آشنا و یاوری می رسونه کی سلاممو
دیگه غصه ی من این شده که نمی بینم اماممو
دل شوره گرفتم ترس من از اینه
نامحرمی اینجا زینب رو ببینه
یا که به غنیمت گهواره بیارن
از کربلا سوغات گوشواره بیارن
چه سخته ببینه رو نیزه علمدار
که رد میشه زینب از این کوچه بازار
دلاشون چه سنگه چشاشون چه شوره
قرار ملاقات تو کنج تنوره
چه سخته ببینه رو نیزه علمدار
که رد میشه زینب از این کوچه بازار
نیا نیا نیا نیا به کوفه
درباره مداحی وقتی نیستی کنار من
وقتی نیستی کنار من دیگه دردمو بگم به کی بیوفاها همهپشتمو خالی کردند خالی کردند یکییکی وقتی نیستی کنار من دیگه دردمو بگم به کی وقتی نیستی بیوفاها همهپشتمو خالی کردند یکییکی خالی کردند یکییکی اینجا خبری نیست از باغ و شکوفه من خیری ندیدم از مردم کوفه اینجا خبری نیست از باغ و شکوفه من خیری ندیدم از مردم کوفه دعوا سر اینه آخر کی قراره روی نیزه سرت رو تو کوفه بیاره تو کوفه بیاره تو کوفه دلها شده سنگ و چشاشون چه شوره دلها شده سنگ و چشاشون چه شوره چه شوره قراره ملاقات تو کنج تنوره قراره ملاقات تو کنج تنوره دلا شد چه سنجد، چشا شد چه شوره قراره ملاقات تو کنج تنوره قراره دلا شد چه سنجد، چشا شد چه شوره دلا قراره ملاقات تنوره قراره نه یه آشنا و یاوری برسونه پیغام نه یه آشنا و یاوری میرسونه کی سلاممو دیگه غصهٔ من این شده که نمیبینم اماممو نه یه آشنا و یاوری میرسونه که سلاممو دیگه غصهٔ من این شده که نمیبینم اماممو که نمی... دلشوره گرفتم ترس من از اینه نامحرم اینجا زینب رو ببینه دلشوره گرفتم ترس من از اینه نامحرم اینجا زینب رو ببینه یا که به غنیمت گهواره بیارن از کربوبلا سوغات گوشواره بیارن از کربوبلا سوغات چه سخته ببینه رو نیزه علمدار چه سخته ببینه چه سخته... که رد میشه زینب از این کوچه بازار چه سخته ببینه رو نیزه علمدار چه سخته که رد میشه زینب از این کوچه بازار دلاشون چه سرده چشاشون چه شوره قرارِ ملاقات تو کنجِ تنوره قرارِ... آخ چه سخته ببینه رو نیزه علمدار چه سخته ببینه رو نیزه علمدار که رد میشه زینب از این کوچه بازار نیان نیان نیان نیا به کوفه نیان نیان نیان وقتی نیست کسی کنار من دیگه دردمو بگم به کی بیوفاها همه پشتمو خالی کردن یکییکی اینجا خبری نیست از باغ و شکوفه من خیری ندیدم از مردم کوفه دعوا سر اینه آخر کی قراره رو نیزه سرت رو تو کوفه بیاره تو کوفه بیاره دلها شده سنگ و چشها شده شوره قرارمون، مولا آباد تو کنج هلاک اون چشماتم چهسخته هلاک چشماتم چهسخته هلاک قرار ملاقات نه یه آشنا نه یاوری میرسونه کی سلاممو نه یه آشنا نه یاوری میرسونه کی سلاممو دیگه غصهی من این شده که نمیبینم اماممو دلشوره گرفتم ترس من از اینه نامحرمی اینجا زینب رو ببینه یا که به غنیمت گهواره بیارن از کربوبلا سوغات گوشواره بیارن گوشـ چهسخته به بینِ رو نیزه علمدار که رد میشه زینب از این کوچه بازار که رد میشه زینب از این کوچه بازار
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.