
بخشها
۰:۰۰–۸:۰۱متن مداحی وقت نفسکشیدنم ندادن
وقت نفسکشیدنم ندادن
یکی دو تا نیستن که زیادن
به جون خونهٔ علی افتادن...
مقتل مینویسه، دوروبر مادرم شلوغه انشاءالله که دروغه
محسنو که کشتن، خیلی سخت میبینه دیگه چشماش بیفروغه انشاءالله که دروغه
کارزنونه شد،فضّه رو صدا کرد
به علی نگفت، مادرم حیا کرد
میخ در چیکار با یه پا به ماه کرد
وای از دل علی...
با دست پُر به خونه تا رسیدن
خونه رو با اهلش آتیش کشیدن
فاطمه میسوخت، اونا میخندیدن...
مقتل مینویسه، ساقههای یاسو بد شکستن، انشاءالله که دروغه
با اینکه میدیدن، زهرا پشت در بود، درو با لگد شکستن، انشاءالله که دروغه
آه کشید علی، روز من سیاه شد
دست رو دست میزد، محسنم فدا شد
وای از دل علی...
درباره مداحی وقت نفسکشیدنم ندادن
وقت نفسکشیدنم ندادن یکی دو تا نیستن که زیادن به جون خونهٔ علی افتادن مقتل مینویسه دوروبر مادرم شلوغه انشاءالله که دروغه مقتل مینویسه دوروبر مادرم شلوغه انشاءالله که دروغه محسنو که کشتن خیلی سخت میبینه دیگه چشماش بیفروغه انشاءالله که دروغه کارزنونه شد فضه رو صدا کرد به علی نگفت مادرم حیا کرد میخ در چیکار با یه پا به ماه کرد کارزنونه شد فضه رو صدا کرد به علی نگفت مادرم حیا کرد میخ در چه کار با یه پابهماه کرد وای از دل علی وای از دل علی وای از دل علی وقت نفس کشیدنم ندادن یکی دو تا نیستن که زیادن به جون خونهٔ علی افتادن وقت نفس کشیدنم ندادن یکی دو تا نیستن که زیادن به جون خونهٔ علی افتادن به جون خونهٔ منه، یه علی افتادن مقتل مینویسه دوروبر مادرم شلوغه، انشاءالله که دروغه مقتل مینویسه دوروبر مادرم شلوغه، انشاءالله که دروغه محسنو که کشتن خیلی تار میبینه دیگه چشماش بیفروغه، انشاءالله که دروغه تازیونه شد فضه رو صدا کرد به علی نگفت مادرم حیا کرد میخ در چیکار با یه پا به ماه کرد وای از دل علی با دست پُر به خونه تا رسیدند خونه رو با اهلش آتیش کشیدند فاطمه میسوخت، اونا میخندیدند مقتل مینویسه ساقههای یاسو بد شکستند، انشاءالله که دروغه مقتل مینویسه ساقههای یاسو بد شکستند، انشاءالله که دروغه با اینکه میدیدند زهرا پشت در بود، درو با لگد شکستند، انشاءالله که دروغه آه کشید علی، روز من سیاه شد دست رو دست میزد، محسنم فدا شد
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط