
بخشها
۰:۱۲–۴:۳۸متن نماهنگ درد
یه سؤال دارم ازت دختر شاهی
تا حالا زخم تاول پات درد گرفته؟
از کشیدگی موهات درد گرفته؟
تا حالا شده وقت خواستن بابات
جوری زده باشنِت
که تو گریه حس کنی صدات درد گرفته؟
تا حالا موقع تازیانه خوردنت
بدن یکی دیگه بهجات درد گرفته؟
تا حالا رسیده کار چشات به اونجا که
حس کنی چشات با دیدن فرات درد گرفته؟
برنامهٔ تازیانه فرقی نکرده
دور ما هنوز عمه مثل سپر میگرده
روزا عطش و شبهای سرد خرابه
از هر طرفی بخونی درد و باز درده
من بدنم درد میکنه
ببخشید راه رفتنم درد میکنه
جای خالی بابا تیر میکشه
وای کل تنم درد میکنه
آخه اون شب گفت کاری به کار من نداره
دختر سه ساله که زدن نداره
اما یه جوری زد بابا که
دیگه شیرینسخنت دندون تو دهن نداره
وای بعد از شب صحرا و زجر
من بازوهام درد میکنه
روزا گوشام تیر میکشه
شبا موهام درد میکنه
این نکته جای سخن نداره
دختر سهساله زدن نداره
درباره نماهنگ درد
زمینهٔ سوزناک شهادت حضرت رقیه(س) در بیان رنجها و تازیانههای خرابهٔ شام. مداح با زبان حال میخواند: «دختر سه ساله که زدن نداره / اما یه جوری زد بابا که دیگه شیرینسخنت دندون تو دهن نداره».
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط