
بخشها
۰:۰۰–۶:۳۲متن مداحی وقت خداحافظی رسیده
وقت خداحافظی رسیده
می بینی کار روزگارو
میری و توی این بیابون
دست کی می سپاری ما ها رو
میری و توی این بیابون
دست کی می سپاری ما رو
بعد بابا تو بودی که
همیشه موندی پیشم
داری میری حس می کنم
بازم دارم یتیم میشم
دردم فقط این نیست چطور
از کربلا برم به شام
فکر سفر با حرمله
خوابو گرفته از چشام
اونکه اینجوری میخنده
فردا دستامو می بنده
اونکه اینجوری می خنده
فردا دستامو میبنده
داری میری یکم آروم تر
دارم می میرم، بی قرارم
کاشکی می ذاشتی قبل رفتن
انگشترت رو دربیارم
کاشکی میذاشتی قبل رفتن
انگشترت رو دربیارم
زیر گلوتو میبوسم
اما دلم غرق خونه
این بوسه باعث می شه
جسم تو رو برگردونه
پیراهن کهنه بپوش
باشه نشونه ی تنت
تا توی گودال، بچهها
با این نشون بشناسنت
ترسم اینه دمِ رفتن
آخر غارت بشه پیراهن
واویلتا
بوسیده نیزه سرت رو
خنجر بوسیده پیکرت رو
نوبت به من رسید می بوسم
رگهای سرخ حنجرت رو
بیش از هزار بار زدنت
بیش از هزار بار افتادم
هر دفعه هم افتاد سرت
تو کوچه بازار افتادم
هر بار سرت رو می بینم
یادم می افته ماجرا رو
با خنجری که تیز نبود
هی ضربه میزد از قفا
هر بار بالا میرفت خنجر
صد بار ناله میزد مادر
واویلتا
درباره مداحی وقت خداحافظی رسیده
وقت خداحافظی رسیده میبینی کار روزگارو میری و توی این بیابون دست کی میسپاری ما رو میری و توی این بیابون دست کی میسپاری ما رو بعد بابا تو بودی که همیشه موندی پیشم داری میری حس میکنم بازم دارم یتیم میشم دردم فقط این نیست چطور از کربلا برم به شام فکر سفر با حرمله خوابو گرفته از چشام خوابو گرفته از چشام اونکه اینجوری میخنده فردا دستامو میبنده فردا دستامو میبنده اونکه اینجوری میخنده فردا دستامو میبنده فردا داری میری یکم آرومتر دارم میمیرم، بیقرارم داری میری یکم آرومتر دارم میمیرم، بیقرارم کاشکی میذاشتی قبل رفتن انگشترت رو دربیارم کاشکی میذاشتی قبل رفتن انگشترت رو دربیارم زیر گلوتو میبوسم اما دلم غرق خونه این بوسه باعث میشه جسم تو رو برگردونه پیراهن کهنه بپوش باشه نشونهٔ تنت تا توی گودال، بچهها با این نشون بشناسنت ترسم اینه دمِ رفتن آخر غارت بشه پیراهن آخر غارت بشه پیراهن آخر غارت بشه پیراهن واویلتا واویلتا واویلا تا واویلا تا واویلا تا واویلا تا واویلا تا واویلا تا واویلا تا بوسیده نیزه سرت رو خنجر بوسیده پیکرت رو نوبت به من رسید میبوسم رگهای سرخ حنجرت رو نوبت به من رسید میبوسم رگهای سرخ حنجرت رو بیش از هزار بار زدنت بیش از هزار بار افتادم بیش از هزار بار زدنت بیش از هزار بار افتادم هر دفعه هم افتاد سرت تو کوچه بازار افتادم هر بار سرت رو میبینم یادم میافته ماجرا رو با خنجری که تیز نبود هی ضربه میزد از قفا رو هر بار بالا میرفت خنجر صد بار ناله میزد مادر صد بار ناله میزد مادر واویلا واویلا واویلا واویلا واویلا
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط