عاشق فقط به دیده گریان دلش خوش است - سیدرضا نریمانی
دانلود عاشق فقط به دیده گریان دلش خوش است
بخشها
۰:۰۱–۱۲:۰۱متن مداحی عاشق فقط به دیده گریان دلش خوش است
السلام علیک یا اباعبدالله
عاشق فقط به دیده ی گریان دلش خوش است
هجران زده به حالِ پریشان دلش خوش است
عشق است هرچه را بپسندی برای من
دلداده ات به قربت و هجران دلش خوش است
گفتی بسوز در غم من، ای به روی چشم
دلسوخته به لذت درمان دلش خوش است
با فقر، با فقر محض آمدنم، عیب و نقص نیست
وقتی که مور هم به سلیمان دلش خوش است
محتاج یک نگاه کریمانه ی توام
چیز زیادی ازت نمیخوام حرفم اینه امشب
محتاج یک نگاه کریمانه ی توام
قحطی زده به قطره باران دلش خوش است
در پشت در نشستن من بیدلیل نیست
سائل فقط به لطف کریمان دلش خوش است
اینجا مریض هرچه بخواهد حاضر است
هر کس گرفت چشم شما را شفا دهید
با دست مهربان خودت لقمهای بگیر
خیلی گدا به لقمه ای از نان دلش خوش است
اینجا بساط شاه و گدا فرق میکند
اینجا خود کریم به مهمان دلش خوش است
عاشقی که زیارت نرفته بود
تنها به لطف شاه خراسان دلش خوش است
تنها وقتی دلت گرفت فقط فابک علی الحسین
نوکر به روضه ی شه عطشان دلش خوش است
ای شهریار نیزهنشین آیهای بخوان
دردانه ات به آیه ی قرآن دلش خوش است
درباره مداحی عاشق فقط به دیده گریان دلش خوش است
السلام علیک یا اباعبدالله عاشق فقط به دیدهٔ گریان دلش خوش است هجرانزده به حالِ پریشان دلش خوش است عشق است هرچه را بپسندی برای من دلدادهات به قربت و هجران دلش خوش است گفتی بسوز در غم من، ای به روی چشم دلسوخته به لذت درمان دلش خوش است با فقر، با فقر محض آمدهام، [نامفهوم] نیست وقتی که مور هم به سلیمان دلش خوش است محتاج یک نگاه کریمانهٔ توام چیز زیادی ازت نمیخوام عفو هم بشم محتاج یک نگاه کریمانهٔ توام قحطیزده به قطره باران دلش خوش است در پشت در نشستن من بیدلیل نیست سائل فقط به لطف کریمان دلش خوش است ای آقا جان اینجا مریض هرچه بخواهد حاضر است هر کس گرفت چشم شما را شفا دهید با دست مهربان خودت لقمهای بگیر خیلی گدا به لقمهای از نان دلش خوش است اینجا بساط شاه و گدا فرق میکند اینجا خود کریم به مهمان دلش خوش است اما ما میدانستیم، خبر داشتیم ما هم حاضر بودیم اونجا عرضه داشت آقا جان، کجا بودید؟ من شما رو ندیدم فرمودند دم در ایستاده بودم، خوشآمد میگفتم چرا دم در؟ جای شما بالای جلسهست چرا دم در ایستاده بودید؟ آقا فرموده باشد: روزهای که مادر ما فاطمه میآد، زشته ما دم در نباشیم به مادرمون خوشآمد نگیم امشب کجایی، بیبی جان؟ امشب کجای این جلسه نشستی، بیبی جان؟ خدا رو شکر این فاصلهها هست راحت میتونم بیبی رو دعوت کنم بگم: بیبی جان میشه بیای وسط این جوونا این بچهها این نوکرهای حسینت اینا امشب اومدن برا دخترت زینب گریه کنن قدیما شام غریبان که میشد مخصوصاً تو خود شهر ما، اصفهان یه حال و هوایی بود هرکدوم یه شمع میآوردن دست میگرفتن ذکر همه شام غریبان این بود به سر و سینه میزدن میگفتن امان از دل زینب میگفت عاشقی که زیارت نرفته بود تنها به لطف شاه خراسان دلش خوش است از گوشه کنار میشنوم صدای گریههاتونو من و امشب خیلی بیچارهام تنها وقتی دلت گرفت فقط فابک للحسین نوکر به روضهی شب هیئت دلش خوش است ای شهریار نیزهنشین آیهای بخوان دردت به آیهی قرآن دلش خوش است
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.