ساقی از خم ولایت بچشان باده - سید مجید بنی فاطمه
دانلود ساقی از خم ولایت بچشان باده
بخشها
۰:۰۳–۵:۴۶متن مداحی ساقی از خم ولایت بچشان باده
ساقی از خم ولایت بچشان باده
که امشب به تولای علی مست شوم
بی خبر از هست شوم عاشق یکدست شوم
سر بکشم، پر بکشم، حلقه اقبال زنم
از قفس خاکی تن بال زنم
لب به سخن باز کنم، خوانم و پرواز کنم
گویم و اعجاز کنم، بر دو جهان ناز کنم
مدح علی بر همه آغاز کنم
منم و عشق امیرم، به همین عشق اسیرم
که کشد سوی غدیرم، روم و دامن دلدار بگیرم
نگهی افکند آنگونه که صد بار شوم زنده و صد بار بمیرم
چه غدیری، چه امیری، چه بشیری
چه مه و ماه منیری، چه قیامی، چه پیامی
چه امامی، چه مقامی
همه جا بحر عنایت، همه جا نور ولایت
شده از خالق معبود روایت، که بود عید ولایت
ملک و حور و پری
ارض و سما، کوه و چمن
دشت و دمن، ریگ و حجر، نخل و شجر
جنّ و بشر، یکسره کوشند مگر تا شنوند
از دو لب ختم رُسل، فخر سُبل، هادی کل
مدح علی شیر خدا را
جبرئیل آمده از سوی خداوند تعالی
به رخش نور تجلی، به لبش حکم تولّی
که علی ختم رسالت، گهر بحر جلالت
نبی امی خاتم، پدر عالم و آدم
صلوات از سوی حق بر تو و بر آل تو هر دم
به علی باش مبلّغ، به تو امر از طرف خالق سرمد شده بلّغ
برسان حکم خدا را، و بگو گفته ما را، که خدا یار تو باشد
اگر امروز زبان را نگشایی و تولای علی را به خلایق ننمایی
و دل اهل ولا را نربایی
به خدایی که تو را داده چنین قدر و جلالت
به تو و حیدر و آل ات، همه ابلاغ تو باطل شود از بدو رسالت
بگشا لعل لب و بانگ به عالم بزن و سیطره کفر و دو رویی
همه بر هم بزن از شیر خدا دم بزن
اینک بچشان بر همگان جام ولا را
درباره مداحی ساقی از خم ولایت بچشان باده
ساقی از خُمّ ولایت بچشان باده که امشب به تولّای علی مست شوم بیخبر از هست شوم عاشق یکدست شوم سر بکشم پر بکشم حلقهٔ اقبال زنم، از قفس خاکی تن بال زنم لب به سخن باز کنم، خوانم و پرواز کنم گویم و اعجاز کنم، بر دو جهان ناز کنم مدح علی بر همه آغاز کنم منم و عشق امیرم، به همین عشق اسیرم که کشد سوی غدیرم روم و دامن دلدار بگیرم نگهی افکند آنگونه که صد بار شوم زنده و صد بار بمیرم چه غدیری چه امیری چه بشیری چه مه و مهر منیری چه غدیری چه امیری چه بشیری چه مه و مهر منیری چه قیامی چه پیامی چه امامی چه مقامی همهجا بحر عنایت همهجا نور ولایت شده از خالق معبود روایت که بود عید ولایت ملک و حور و پری، ارض و سما، کوه و چمن، دشت و دمن، ریگ و حجر، نخل و شجر، جنّ و بشر، یکسره گوشند مگر تا شنوند از دو لب ختم رسل، فخر سبل، هادی خاکیِ تن بال زنم، لب به سخن باز کنم خوانم و پرواز کنم، گویم و اعجاز کنم بر دو جهان ناز کنم، مدح علی بر همه آغاز کنم هان منم و عشق امیرم، به همین عشق اسیرم که کشد سوی غدیرم، روم و دامن دلدار بگیرم نگاهی افکند آنگونه که صدبار بمیرم چه غدیری! چه امیری! چه بشیری! چه مه و مهر منیری! چه قیامی! چه پیامی! چه امامی! چه مقامی! همهجا بحر عنایت، همهجا نور ولایت شده از خالق معبود روایت که بُوَد عید ولایت ملک و حور و پری، ارض و سما، کوه و چمن، دشت و دمن ریگ و حجر، نخل و شجر، جن و بشر یکسره گوشاند مگر تا شنوند از دو لب ختم رسل، فخر سبل، هادی کل مدح علی شیر خدا را علی یا علی
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط