علی ابن ابیطالب ولیالله اعظم شد - حسین طاهری
دانلود علی ابن ابیطالب ولیالله اعظم شد
بخشها
۰:۰۱–۴:۳۸متن مداحی علی ابن ابیطالب ولیالله اعظم شد
خیالش باز، شعری بر لبم بی اختیار آورد
که اوصاف علی طبع مرا اینگونه بار آورد
کلاف شعر دارم، سالها کارم غزل بافی ست
دراین بازار آشفته، علی تحسین کند کافی ست
نوشتم شاعرش هستم، عجب وهم و خیالاتی
نوشتم بی علی هیچم، چه توضیح اضافاتی
نوشتم شمس دیدم گنبدش زیباتر از آن است
نوشتم کعبه و دیدم نجف بالاتر از آن است
به قرآن سر زدم دیدم علی گویا تراز آن است
نوشتم عرش دیدم مرتضی اعلی تر از آن است
شبیه جبرئیل از درک این اوصاف درماندم
صد و ده بار امشب قل هوالله احد خواندم
من از شوقش زمین خوردم، ولی مولا بلندم کرد
همیشه یاعلی گفتم، علی از جا بلندم کرد
سَر و سِرّ مرا با او، کسی جز او نمی داند
علی نادیده می بیند،علی ننوشته می خواند
چه بهتر ازهمین اول بگویم حرف آخر را
کسی از ابتدا تا انتها نشناخت حیدر را
کسی نشناخت حیدر را به غیر از مصطفی وقتی
گره زد دست خود را سخت در دست خدا وقتی
به چشم حاجیان شور تماشا می رسید آنروز
کنار برکه ای دریا به دریا می رسید آنروز
نگاه نافذ احمد، زمین را در تصرف داشت
زمان هم از نبی انگار دستور توقف داشت
نفس ها حبس شد، در سینه ها خوف و رجا افتاد
بدون همهمه زنگ شتر ها از صدا افتاد
زمین گرم صحرا از پریشانی سراسر بود
همه باخویش می گفتند آیا حج آخر بود
نبی فرمود بسم الله، ای ارض و سما بشنو
گواهی باش ای تاریخ پیغام مرا بشنو
دوباره صحبت از اسرار خلقت می کنم آری
ولی این مرتبه اتمام حجت میکنم آری
تفاوت در میان حق و باطل چیست، معلوم است
بدون این خبر اسلام کامل نیست، مفهوم است
نماند زحمت پیغمبران بیهوده، ای مردم
نه اینکه حرف من باشد خدا فرموده، ای مردم
نبی همدوش مولا آسمان ها را هوایی کرد
خدا از شاهکار آفرینش رو نمایی کرد
نبی فریاد زد، بر عالم و آدم مسلم شد
علی بن ابی طالب، ولی الله اعظم شد
برای خاتم پیغمبران جزاو نگینی نیست
شهادت می دهم جز او امیرالمومنینی نیست
شکاف کعبه آیا ماند در نزد شما مغفول
طواف مرتضی کردید آری حَجُّکم مقبول
درباره مداحی علی ابن ابیطالب ولیالله اعظم شد
خیالش باز شعری بر لبم بیاختیار آورد که اوصاف علی طبع مرا اینگونه بار آورد کلاف شعر دارم سالها کارم غزلبافیست در این بازار آشفته علی تحسین کند کافیست نوشتم شاعرش هستم عجب وهم و خیالاتی نوشتم بی علی هیچم چه توضیح اضافاتی نوشتم شمس، دیدم گنبدش زیباتر از آن است نوشتم کعبه، دیدم نجف بالاتر از آن است به قرآن سر زدم دیدم علی گویاتر از آن است نوشتم عرش، دیدم مرتضی بالاتر از آن است شبیه جبرئیل از درک این اوصاف درماندم صد و ده بار امشب «قل هو الله احد» خواندم من از شوقش زمین خوردم، ولی مولا بلندم کرد همیشه یا علی گفتم، علی از جا بلندم کرد سر و سر مرا با او کسی جز او نمیداند علی نادیده میبیند، علی ننوشته میخواند چه بهتر از همین اول بگویم حرف آخر را کسی از ابتدا تا انتها نشناخت حیدر را کسی نشناخت حیدر را به غیر از مصطفی وقتی گره زد دست خود را سخت در دست خدا وقتی به چشم حاجیان شور تماشا میرسید آن روز کنار برکهای دریا به دریا میرسید آن روز نگاه نافذ احمد نگاه نافذ احمد زمین را در تصرف داشت زمان هم از نبی انگار دستور توقف داشت نفسها حبس شد در سینهها، خوف و رجا افتاد بدون همهمه زنگ شترها از صدا افتاد زمین گرم صحرا از پریشانی سراسر بود همه با خویش میگفتند: «آیا حج آخر بود؟» نبی فرمود: «بسم الله، ای ارض و سما بشنو! گواهی باش ای تاریخ، پیغام مرا بشنو! دوباره صحبت از اسرار خلقت میکنم، آری ولی این مرتبه اتمام حجت میکنم، آری تفاوت در میان حق و باطل چیست؟ معلوم است بدون این خبر اسلام کامل نیست، مفهوم است نماند زحمت پیغمبران پیغمبران بیهوده ای مردم نه اینکه حرف من باشد خدا فرموده ای مردم نبی همدوش مولا آسمانها را هوایی کرد خدا از شاهکار آفرینش رونمایی کرد نبی فریاد زد بر عالم و آدم مسلم شد علی ابن ابیطالب ولیالله اعظم شد
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط