
بخشها
۰:۰۰–۲:۳۲متن مداحی بغضی دارم توی سینه
بغضی دارم توی سینه
میباره هر دو تا چشمام
میریزه جیگرم تو تشت
میسوزه همهی اعضام
نه یار و همدمی دارم
چندین ساله که دلخونم
چی بگم شده از آخر
همسرم قاتل جونم
وای مادر
پسر تو مونده بی بال و پر
وای مادر از غم و غصه رها شد آخر
وای مادر میگه اسمتو با حالی مضطر
با یاد
روضهٔ مادر
عمریه که پریشونم
بغضم میگیره هر لحظه
خیلی بیتاب و گریونم
از یادم نمیره هرگز
اون روز تلخ و غمبار و
آتیش و ضربههای پا
خونِ رو در و دیوار و
وای حسن
درباره مداحی بغضی دارم توی سینه
بغضی دارم توی سینه میباره هر دو تا چشمام میریزه این جگرم تو تشت میسوزه این همه اعضام نه یار و همدمی دارم چند این ساله که تو خونم چی بگم شد عاقبت آخر همسرم قاتل جونم وای مادر پسرت اومد این لبِ آخر الوای مادر از غم و غصه راحت شد آخر وای مادر میگن اسمت و با حال مضطر اسمت شفا اسمت دوا نمیدونم میگن چرا پیغمبر فرمود چشمی که بر حسنم گریه کنه کور وارد محشر با یاد با یاد روضهٔ مادر عمریه که پریشونم بغضم میگیره هر لحظه خیلی بیتاب و گریونم از یادم نمیره هرگز اون روز تلخ و غمبار و آتیش و ضربههای پا خون روی در و دیوار و وای حسن
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.