
بخشها
۰:۰۲–۷:۲۰متن مداحی حسین من ای شهید بی کفن
حسین من
ای شهید بیکفن
تو را قربتاً إلی الله میزدند
حسین من
ریختند سرت
جلو چشم مادرت
نیزه بارون شد عزیزم پیکرت
برید صدات
خسخس افتاد نفسات
کهنه خنجرو کشید روی رگات
موتو کشید
نفسم به لب رسید
از قفا سرت رو تشنهلب برید
کشیدنت
تو رو بیکس دیدنت
اومدن برای غارت تنت
پیرهنو برد
یکی انگشترو برد
یکیشون میون گونی سر و برد
سواره ها
اومدن با مرکبها
رد شدن از رو تموم پیکرها
به سر زنان
اومدن گریهکنان
خدا نگذره از آن شمر و سنان
دویدم و ولی دیر رسیدم و
بدنت رو دیدم و بریدم و
پیچید صدا توی اون شلوغیا
دویدن یه عده سمتِ خیمهها
سوخت معجرا، سوخت تمامِ چادرا
تازیونه شد نصیب دخترا
سواره ها اومدن با مرکبها
رد شدن از روی تموم پیکرها
دویدم و ولی دیر رسیدم و
بدنت رو دیدم و بریدم و
پیچید صدا توی اون شلوغیا
دویدن یه عده سمتِ خیمهها
سوخت معجرا، سوخت تمامِ چادرا
تازیونه شد نصیب دخترا
درباره مداحی حسین من ای شهید بی کفن
حسین من ای شهید بیکفن تو را غربتاً إلی الله میزدند حسین من ای شهید بیکفن تو را غربتاً إلی الله میزدند ریختند سرت جلو چشم مادرت مثل بارون شد اسیرِ پیکرت برید صدات خسخس افتاد نفسات کند خنجرو کشید روی رگات او تا کشید نفسم به لب رسید از قفا سرت رو تشنهلب برید کشیدنت تو رو بیکس دیدنت اومدن برای غارت تنت پیرهنو برد یکی انگشترو برد یکی گوشواره و گوشوارهها برد سوارها اومدن با مرکبها رد شدن از رو تمام پیکرها به سر زنان اومدن گریهکنان خدا نگذره از آن شمر و سنان دویدم و ولی دیر رسیدم و بدنت رو دیدم و بریدم و پیِ پیرهنات توی آن شلوغیا دویدن یه عده سمتِ خیمهها سوخت معجرا، سوخت تمامِ چادرا تازیانهشون نشینه به دخترا تازیانهشون نشینه به دخترا سوارها اومدن با مرکبها رد شدن از روی تمامِ پیکرها دویدم و ولی دیر رسیدم و بدنت رو دیدم و بریدم و پیِ پیرهنات توی آن شلوغیا دویدن یه عده سمتِ خیمهها سوخت معجرا، سوخت تمامِ چادرا
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط