
بخشها
۰:۰۰–۲:۲۵متن مداحی ای گنهکاران بشارت باد
ای گنهکاران بشارت باد
زهرا روز محشر آورد
بهر شفاعت
دستهای نازنینم
تشنهلب در آب رفتم این سخن با خویش گفتم
من چگونه آب نوشم شاه را عطشان ببینم
مشک را پر کردم از آب و به خود گفتم
که باید راه نزدیکی برای خیمه رفتن برگزینم
راه نخلستان گرفتم
لیک از شمشیر دشمن
قطع شد دست علمگیرم
یسار از یمینم
فکر کردم دست دادم، آب دارم، غم ندارم
سرفرازم، ساقی اطفال شاهنشاه دینم
ناگهان دیدم که بر ره ریخت آب و سوخت قلبم
تیر زد بر مشک، آن خصمی که بودند در کمینم
دیگر از دیدار اطفال حرم شرمنده بودم
تیر زد دشمن به چشمم، تا که طفلان را نبینم
گفتم اکنون خوب شد، خوب است برگردم به خیمه
ناگهان بر سر فرود آمد عمود آهنینم
ای وای حسین
درباره مداحی ای گنهکاران بشارت باد
ای گنهکاران بشارت باد زهرا روز محشر آورد بهر شفاعت دستهای نازنینم تشنهلب در آب رفتم این سخن با خویش گفتم من چگونه آب نوشم شاه را عطشان ببینم مشک را پر کردم از آب و به خود گفتم که باید راه نزدیکی برای خیمه رفتن برگزینم راه نخلستان گرفتم لیک از شمشیر دشمن قطع شد دست علمگیرم یسار از یمینم فکر کردم دست دادم، آب دارم، غم ندارم سرفرازم، ساقی اطفال شاهنشاه دینم ناگهان دیدم که بر ره ریخت آب و سوخت قلبم تیر زد بر مشک، آن خصمی که بودند در کمینم دیگر از دیدار اطفال حرم شرمنده بودم تیر زد دشمن به چشمم، تا که طفلان را نبینم گفتم اکنون خوب شد، خوب است برگردم به خیمه ناگهان بر سر فرود آمد عمود آهنینم ای وای حسین
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط