
بخشها
۰:۰۰–۹:۴۶متن مداحی از زهر کینه دارم میسوزم
از زهر کینه دارم میسوزم
مادر بیا ببین حال و روزم
شد قاتل من اشک این همسر
مادر بیا ببین حالم رو مُضطر
نفس من افتاده به شماره
میسوزم و قلبم شده پاره
داره میریزه از دهن من
روی حیاط حجره ستاره
نداره امفضل وفا ، واویلتا واویلتا
داره بهت میخنده بیا، واویلتا واویلتا
مادر بیا مادر بیا
طعنه شنیدم من از کنیزا
مادر بیا ببین افتادم از پا
مثل یه مرغی باالم شکسته
مادر بیا ببین حالم رو خسته
شده خونهٔ من قتلگاهم
بیکس و غریب و بیپناهم
جون میدم و از همهمون سیرم
بیا مادرم که چشمبهراهم
منم سلالهٔ رضا، واویلتا واویلتا
آخ میسوزم از زهر جفا، واویلتا واویلتا
بابا بیا بابا بیا
مادر بیا مادر بیا
آتش گرفته است، زهر، جگر من
اما نرفت رویِ ، نیزه، سرِ من
بودم رویِ بامِ خانه سه شب
اما نشد تنم، پامالِ مرکب
به بدن من نشد جسارت
انگشتر من نرفت به غارت
زیر نور مستقیم خورشید
ها ازم کفترا کردن حفاظت
منم سلالهٔ رضا ، واویلتا واویلتا
شد کاظمینم کربلا، واویلتا واویلتا
درباره مداحی از زهر کینه دارم میسوزم
از زهر کینه دارم میسوزم مادر بیا ببین حال و روزم شد قاتل من اشک این همسر مادر بیا ببین حالم رو سر نفسم افتاده به شماره میسوزم و قلبم شده پاره داره میریزه از دهن من روی حیاط حجره ستاره نداره امفضل وفا واویلتا واویلتا واویلتا داره بهت میخنده بیا واویلتا واویلتا واویلتا واویلتا مادر بیا مادر بیا مادر بیا مادر بیا جگرگوشهٔ من وای مادر بیا، مادر بیا مادر بیا طعنه شنیدم من از کنیزان مادر بیا ببین افتادم از پا آخ بیرونِ حجره همه پایکوب و دستافشان میان حجره یکی بود، دست و پا میزد یا امام رضا! آخ کربلاییها، عراقیها از بابالمراد میان امام رضا میرن دعا میکنن ما ایرانیا میخوایم کربلا بگیریم میریم بابالجواد انشاءالله یه روز از بابالجواد بریم کربلا انشاءالله از حرم امام رضا، کاظمین اینهمهام طعنه شنیدم من از کنیزا مادر بیا ببین افتادم از پا مثل یه مرغی باالم شکسته مادر بیا ببین حالم رو خسته حالم شده خونهٔ من قتلگاهم بیکس و غریب و بیپناهم جون میدم و از همهمون سیرم بیا مادرم که چشمبهراهم منم سلالهٔ رضا واویلا تا واویلا تا واویلا تا واویلا آخ میسوزم از زهر جفا واویلا تا واویلا تا واویلا تا واویلا بابا بیا بابا بیا بابا بیا بابا بیا بابا بیا بابا بیا بابا بیا مادر بیا آ مادر بیا مادر بیا مادر کربلاییا بسمالله آتش گرفته است زهر، جگر من اما نرفت رویِ نیزه، سرِ من بودم رویِ بامِ خانه سه شب اما نشد تنم پامالِ مرکب پامال به بدن من نشد جسارت ها انگشتر من نرفت به غارت زیر نور مستقیم خورشید ها ازم کفترا کردن حفاظت ازم کفترا کردن حفاظت منم سلالهٔ رضا واویلتا واویلتا واویلتا واویلا شد کاظمین هم کربلا واویلتا واویلتا چه خبره بدن آقا بردن بدن عزیز زهرا رو رو پشتبام خانه سه روز بدن تن آقا رو بام خانه بود همه اهل، نگاه کردن دیدن کبوترها اومدن بالهاشونو به هم دادن اینهمه کبوتر هر رهگذری رد میشد توجهش جلب میشد چه خبره رو پشتبام؟ نگو این کفترها اومدن، بالهاشونو به هم دادن نکنه آفتاب سوزان، بدن امام جوادو بسوزونه السلام علیک یا اباعبدالله من حرفم اینه آی کبوترها، کجا بودید کربلا؟ بدن ارباب ما سه روز و دو شب رو خاک گرم کربلا کجا بودید کفترها؟ کسی نبود بالهاشو بههم بده زینب صدا زد داداش اگر نامحرم اینجا نبود چادر برمیداشتم سایهبان برات درست میکردم یا حسین
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.