آروم آروم توی سینم به پا کن خیمهٔ غم رو - سید مجید بنی فاطمه
دانلود آروم آروم توی سینم به پا کن خیمهٔ غم رو
بخشها
۰:۰۱–۱۳:۴۵متن مداحی آروم آروم توی سینم به پا کن خیمهٔ غم رو
داره کم کم تموم میشه یه سال چشم انتظاری مون
یه چند روزه دیگه مونده تموم شه بی قراریمون
آروم آروم توی سینم به پا کن خیمه ی غم رو
داری حس میکنی یا نه صدا پای محرم رو
عجب ماهی بکش آهی عجب عشقی تو این حاله
تموم آرزوم موندن تا عاشورای امساله
نمیریم و محرم باز بگیم با اشک و با ناله
حسین جانم حسین جانم حسین جانم
یه آقایی توی کوفه غریب و بی کس و خستس
میون کوچه ها تنهاس همه درها به روش بستس
حسینو دعوتش کرده ولی حالا پشیمونه
میخواد نامه بده برگرد ولی دیگه نمیتونه
نیا کوفه نیا کوفه برا تو نقشه ها دارن
اگه شیرخواره همراته اونم زنده نمیذارن
اگه اهل حرم هستن بدون بعد از تو آوارن
حسین جانم حسین جانم حسین جانم
ببین ارباب عالم رو که حجش رو رها کرده
حسین فاطمه دیگه هوای کربلا کرده
تموم روضه ها امشب توی این حال و احواله
ببینید با زن و بچه حسین راهی گوداله
چه معراجی چه حجاجی تو دشت و صحرا آواره
چه تقصیری چه احرامی یه تیکه پیرهن پاره
حسین آورده همراهش برا قربونی شیرخواره
غبار کوچه ها را با گلاب اشک می شویم
به استقبال زینب اشک چشمانم سرازیر است
یقین دارم که می آید به کوفه دختر زهرا
ولی بر بازوان او به جرم عشق زنجیر است
درباره مداحی آروم آروم توی سینم به پا کن خیمهٔ غم رو
داره کمکم تموم میشه یه سال چشمانتظاریمون یه چند روزِ دیگه مونده تموم شه بیقراریمون آرومآروم توی سینم بهپا کن خیمهٔ غم رو داری حس میکنی یا نه صدا پای محرم رو عجب ماهی بکش آهی عجب عشقی تو این حاله تمومِ آرزومون در تا عاشورای امساله نمیریم و محرم باز بگیم با اشک و با ناله حسین جانم حسین جانم امام رضا جانم قربون اسمت برم امام رضا جانم یه آقایی توی کوفه غریب و بیکس و خسته میون کوچهها تنهاست همه درها به روش بسته حسینو دعوتش کرده ولی حالا پشیمونه میخواد نامه بده برگرد ولی دیگه نمیتونه نَیای کوفه نَیای کوفه چرا؟ براتون نقشهها دارن نَیای کوفه نَیای کوفه برات نقشه دارند اگه شیرخوارم را ته اونم زنده نمیذارن اگه اهل حرم هستن بدون بد دست و پا گیرن حسین جانم جانم حسین جانم حسین جانم حسین جانم آقا جانم آقا جانم آقا جانم ببین ارباب عالم رو که حجش رو رها کرده حسین فاطمه دیگه هوای کربلا کرده تموم روضهها امشب توی این حال و احواله ببینی با زن و بچه حسین راهی گوداله الهی قربون گریههاتون خدا نیاره، همیشه میگیم خدا نیاره اون روز شب بشه اون شب صبح بشه، من برات گریه نکنم بذار هر کی میخواد هر چی توی عالم بگه، بگه ما بیحسین میمیریم ما اگه یه روز نگیم یا ابالفضل دق میکنیم ما اگه یه بار نگیم ای مادر پهلوشکسته میمیریم از آغاز حرکت ابیعبدالله، جای سادات، آقا، اگه اشتباه گفتم به من خرده نگیرید، از ابتدای حرکت ابیعبدالله سه نفر خیلی خجالت، نه، سه نفر شرمنده شدن اولیش مسلم بود هی دست رو دست میزد میگفت: مسلم، کاش دستت میشکست نامه نمینوشتی بگی بیا هی صورت رو دیوار میذاشت میگفت: حسین، نیا هر ساعتی که میگذشت، مسلم خمیدهتر میشد از خجالت خدایا من نامه نوشتم حسین بیا حالا مردم اینطوری شدن دومنفر میدونی کی بوده؟ همون آقایی که هر کاری کرد نتونست بلند شه آخه کسی که میخواد از جا بلند شه، دست باید رو زمین بذاره حسین دید این بازوی بریده رو داره روی این زمین و خاکها میزنه گفت: زهرا جان، غصه نخوری، عدهای میآن آخرالزمان برای حسینِ تو مرداشون مثل زن جوانمرده داد میزنن گفت: آقا، یه خواهش دارم؛ منو سمت خیمه نبر، چرا عباسم؟ صدا زد: آخه از روی سکینه خجالت میکشم سومنفر میدونی کی بود خجالت کشید؟ لشکر میگه ما یه جا دلمون به حال حسین سوخت اون وقتی که حسین اومد وسط میدان یه شیرخواره رو بالا آورد حرمله نشست امیر! پدر رو بزنم یا پسر؟ گفت: اگه پسر رو بزنی، پدر خودش میمیره اومد بالا دارالعماره هر چه کرد نتونست آب بنوشه یه مرتبه یه نگاه کرد از همون بالا دارالعماره صدا زد صلی الله علیک یا اباعبدالله
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط