
بخشها
۰:۰۰–۲:۴۷متن نماهنگ عمامهٔ مشکی
تهران را اینطور سردرگم و مبهوت دیدم
رنج فراق رو با اشتیاق وصل تا این حد به هم مربوط دیدم
و در نهایت عمامهٔ مشکیت و رو تابوت دیدم
حرفم همینه باقیش بهونهست
میگن که پهلوت زخمیه این یه نشونهست
روزم رو شب کرده غمت پس با این اوصاف
تشییع این پیکر یهجورایی شبانهست
دنبال تو میگردم
دستم رو نزدیک کردم
بلکه یهخورده
با لمس چفیه ات، آرام شه دردم
میشد بمونی پیشم؟ میشد بمونی؟ ای کاش
میگن که داری میری زیارت، یاد منم باش
درباره نماهنگ عمامهٔ مشکی
نماهنگی حزنانگیز با نوای امیر کرمانشاهی در سوگ و وداع با پیکر شهیدی که فراقش اندوهی سنگین بر دلها نشانده است. در بخشی از این مرثیه آمده است: «و در نهایت عمامهٔ مشکی تو رو تابوت دیدم، حرفم همین است باقیاش بهانهست».
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.