
بخشها
۰:۰۰–۵:۲۳متن نماهنگ شعلههای حسادت
وسط شعلهٔ کینهٔ حسودا
بین تاریکیِ ناتمامِ دودا
صورت مادرم کبود شد
کبود ها...
اثر شعلهها رو پَر چادره
دود بالا بره نفسش میبُره
ای خدا ضربهها به کجا میخوره
هان آتیش
سمت مسمار نرو
ای در
سمت دیوار نرو
ای میخ
کلنجار نرو
عمر خورشید این خونه بیفروغ بود
سر ظهری چقدر خونمون شلوغ بود
کاشکی اون ضربه به پهلو دروغ بود
دست به پهلو گرفت
آرومآروم نشست
بابا فهمید چی شد
دیگه چشماشو بست
بین دیوار و در عاقبت
بار شیشه شکست
درباره نماهنگ شعلههای حسادت
من بعضی وقتا تعمدی کلافهت میکنم آخه مادرِ ما بین در و دیوار کلافه شد وسط شعلهٔ کینهٔ حسودا منو ببین بین تاریکیِ ناتمامِ دودا صورت مادرم کبود شد کبودا فهمیدی چی شد؟ باشه، خودت میخوای میگه دوباره بگو وسط شعلهٔ کینهٔ حسودا بین تاریکیِ ناتمامِ دودا صورت مادرم کبود شد کبودا اثر شعلهها رو پر چادره اثر شعلهها رو پر چادره دود بالا بره نفسش میبُره ای خدا ضربهها به کجا میخوره هان آتیش سمت مسمار نرو ای در سمت دیوار نرو ای میخ کلنجار نرو عمر خورشید این خونه بیفروغ بود سر ظهری چقدر خونمون شلوغ بود آخ کاشکی اون ضربه به پهلو دروغ بود دست به پهلو گرفت آرومآروم نشست بابا فهمید چی شد دیگه چشماشو بست بین دیوار و در عاقبت بار شیشه شکست یا صاحبالزمان
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط