
از آسمان هفتم اگر سر برآورم - حیدر خمسه
دانلود از آسمان هفتم اگر سر برآورم
بخشها
۰:۰۵–۲۰:۲۷متن مداحی از آسمان هفتم اگر سر برآورم
متنی برای این صوت ثبت نشده است.
درباره مداحی از آسمان هفتم اگر سر برآورم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم اللهم صل علی صاحب الدعوة النبویة و الصولة الحیدریة و العصمة الفاطمیة و الصلابة الحسنیة و الشجاعة الحسینیة از آسمان هفتم اگر سر برآورم اعلام میکنم که فقط خاک این درم مهر تو بود شیرهٔ جان در وجود من از لحظهای که شیر به من داد مادرم حرف مال امروز و دیروز نی، من قدیمیم جد و آبادم نوکریت رو کردن نگاه به این وضعم نکن قبلاًها خیلی با تو بودم به قول خودمونیها، حالا مفتبری میکنم قدیما اسمت میاومد، عالمو به هم میریختم آقا من از در سرای تو جایی نمیروم من از در سرای تو جایی من از در سرای تو جایی حتی اگر جواب کنی، باز نوکرم مولا، گیرم که خاک پای مرا کیمیا کنند عباس با حسین میری با حسین برمیگردیا. عباس نشنوم جلوتر از حسین راه بریا. عباس نشنوم بچههای زهرا بشینن تو هم بشینیا. لذا شب عاشورا پاسبان خیام عباسه. عمه سادات اومد تو تاریکی شب، قمرالعشیره داد زد کیه اون طرف خیمهها؟ گفت: «آرام، آبجی زینبم.» دست ادب رو سینهش گذاشت، جانم خواهر. این موقع شب دلنگرونی، چته؟ گفت: «میخوام باهات حرف بزنم.» نشست رو خاکها، آقا گفت: «بشین.» گفت: «اصلاً، مادرم بفهمه، بچههای زهرا بنشینن، عباس هم بنشینه، نه.» دستش رو گرفت گفت: «بشین عباس، حالم خرابه.» «عباس، میدونی تو خیمهها چی پیچیده؟ جان خواهر، راسته؟ میگن برا دادام اماننامه آوردن؟» دستهاشو گذاشت رو سرش، گفت: «خانم، من نذر شمام، من قربونی شمام.» «یا عباس، بچههام ترسیدن. میگن یعنی عمو میره؟» میزد تو سرش. گفت: «کجان بچههای خواهرم؟» آقا فرمود: «برو ببین چی میگه.» با یه غضبی اومد جلو، نرسیده بود به شمر داد زد: «چیه؟» حرومی طعنه زد اول شنیدم آبآور شدی منصبی نبود آبآوری رضا، جبههرفتهها میدونن پیرمردهایی که ازشون جنگ برنمیاومد میگفتن برو به رزمندهها آبی بده گفت شنیدم آبآور شدی عباس بیا اینطرف فرماندهیِ لشکر رو بهت میدن تا رکاب اسب تو طلا میگیرن نذاشت حرفش تموم شه گفت برو رد کارت من مادرم امالبنینِ من شیر امالبنین رو خوردم من یه تار موی علیاصغر حسین رو به همه عالم نمیدم اینه آقای ما گیرم که خاک پای مرا کیمیا کنند بچهها نه روزه دارم روضه میخونم شب تاسوعا خجالتیها هم اومدن جلو، گفت برا ما هم بگیر اونایی که روشون نمیشه سلامعلیکم بکنن اما شب تاسوعا همه دهنشون وا میشه، میآد میگه: «آقا، برا منم بگیر» چیکار کردی با این مردم اینقدر روتو حساب کردن؟ آقا، نه روز روضه بوده آقا! صدقه سرِ مادرت بنما کرم سقای دشت کربلا سقای دشت ابالفضل، ابالفضل دستش شده فکرم کمه، امشبو حلال کن، قول میدم کمت نذارم، جون بدی سینه بزنی بعدش؛ اما زود باید برم تو چند تا بیت. رفتی و بیسر و پاها همهشان شیر شدند رفتی و بیسر و پاها همهشان با من و الآن زنا ماسک زدن مثل روبند یا معجر شده، با من و عمه سرِ پوشیه درگیر با من و عمه سرِ پوشیه درگیر شدند فاطمیات حرم یک شبه تحقیر شدند میشنوی یا نه دختران پای سر تو همگی پیر شدند من این بیتو بخونم، میترسم حال خراب شه، مجلس بره یه جا دیگه، تو نشون بده، بخونم یا نه؟ همه سر تکون میدن. آه نیزه از حنجره آشوبدهٔ تو کار کشید خانوما، خانوما! رفتی و کار عقیله رفتی و کار عقیله سر بازار سر بازار سر بازار سر بازار با دست زینبو نشون میدادن، اون دختر علیه. دارم میبینم دستا میره بالا، میآد تو صورت، اما یهوقت تو خودت میزنی، الهی بمیرم، اونجا دست نامحرما بالا میرفت، کجا میاومد پایین؟ آه زد ولکن نبود، حرمله حسین حسین رفتی و خون به دل دختر زهرا کردن رفتی و خون به دل دختر زهرا کردن گره روسری دخترکان وا کردن واویلا دم دروازه عجب هلهله برپا محمل عمه سادات تماشا کردن کارم رفت تموم نوه فاطمه، نوه فاطمه دنبال جواب از عمو نوه فاطمه دنبال جواب از عمو جای ما جای ما در وسط بزم شراب است عمو حسین
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط