
دیگر برای هجر تو ما را شکیب نیست - حیدر خمسه
دانلود دیگر برای هجر تو ما را شکیب نیست
بخشها
۰:۰۰–۱۹:۰۵متن مداحی دیگر برای هجر تو ما را شکیب نیست
دیگر برای هجر تو
ما را شکیب نیست
ماییم آشنای تو و
وا کن غریب نیست
هر لحظه ای که میگذرد
این سوال ماست
یعنی ز وصل روی تو
ما را نصیب نیست
دردم نهفته به
ز طبیبان مدعی
صد مرحم طبیب
که بوی حبیب نیست
خانه ام غرق هیاهو ست
خدا رحم کند
موقع شستن بانو ست
خدا رحم کند
پای این غسل
من از گریه زمین افتادم
علتش لرزش زانو ست
خدا رحم کند
باز کردم گره روسری
و جا خوردم
این همان صورت
و ابروست خدا رحم کند
درباره مداحی دیگر برای هجر تو ما را شکیب نیست
دیگر برای هجرتو ما را شکیب نیست دیگر برای هجرتو ما را شکیب نیست ما ایم آشنای تو و و آن کن غریب نیست محرمای مادرت اومدن این روزها هرکی در خونهٔ مادرت رو زد، خون کرد به دلش رفیقات اومدن ما اینجورییم، یه رفیقمون داغ مادر میبینه کمش نمیذاریم آقا هر لحظهای که میگذرد این سؤال ماست یعنی ز وصل روی تو ما را نصیب نیست آقا دردم نهفته به ز طبیبان مدعی کربلا پیشکش، امام رضا امام رضا طلبیدی، سیدالکریم هم دیگه راهمون نمیدن اینجوری بزرگ شده حیات براش حرم نمیشه آه، من ضریح میخوام من، در و دیوار برام حرم نمیشه من ضریح میخوام حسین دردم نهفته به ز طبیبان مدعی صد مرهم طبیب که بوی حبیب نیست من در حد توانم امشب سیر گریت میکنم به آقا بگو من روز شهادتی نیستم خیلیها امروز مشکی پوشیدن، شب هم درمیارن من از روزی که مادرتو زدن، فاطمیهام شروع شد من از چهارم بعد صفر دارم زهرایی میخونم من هر جا مادرت آه کشید، آه کشیدم من تو کوچه با مادرت اومدم حالا هم پای غسل اومدم خانهام غرق هیاهوست، خدا رحم کند موقع شستن بانوست، خدا... پای این غسل، من از گریه زمین افتادم تند تند برم جلو علتش لرزش زانوست خدا فاطمه جان، باز کردم گره روسریتو، جا خوردم وای باز کردم گره روسریتو، جا خوردم این همان صورت و ابروست؟ ها؟ صورت ترکیده؟ حالا میشه خوند گفت زهرا با با چه دستی زده با چه دستی زده که جای کبودی از گوش با چه دستی زده که جای کبودی از گوش یکسره تا به لب توست خدا راه ما از گذر بردهفروشان افتاد اینهمه چشم خریدار حسین پشت این خونه شر به پا نکن این در نیمسوخته رو اینجوری وا نکن پشت این خونه شر به پا نکن این در نیمسوخته رو اینجوری وا نکن پیش دستای بسته بابام مادرمو با اسم کوچیک مادرمو با اسم کوچیک یکی زیر در داشت داد میزد فضه همسر علیه تو رو خدا حرف بد نزن همسر علیه تو رو خدا حرف بد نزن بارش شیشهداره اینقد محکم لگد روی گل که با بیان خودشونو بزنن روی گل که با پا نمیزنن چهل نفری یه زن و تنها نمیزنن روی گل که با پا نمیزنن چهل نفری یه زن و تنها ای قنفذ بس کن با ته غلاف با ته غلاف اینجوری به بازوی زنها نمیزنن مادرمو کشتید ولش کنید ای حرومیا چیکارش کردید که یهو داد زد فضه بیا فضه بیا یا زهرا ممنونم اگر نروی میمیرم اگر بروی میمیرم اگر شب بود و میرفتند مادر را بشویند با اشکها جان پیمبر را بشویند شب بود و شب بود و گیسوی سپیدش را ندیدند باید که اول، ابتدا سر را بشویند دستش انداخت گفت: به گمانم اثر سوختن پشتِ در است به گمانم اثر سوختن پشتِ در است گرههایی که در این مو... مویی که سوخته، گرهاش وا نمیشود
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط