
گریهمو درآوردی داری میری - امیر کرمانشاهی
دانلود گریهمو درآوردی داری میری
بخشها
۰:۰۰–۹:۴۴متن مداحی گریهمو درآوردی داری میری
منو نذار تنها میان این حرم
اگه بری بیتو کجا دارم برم؟
میان این صحرا کی میشه یاورم؟
داریم جدا میشی، نمیشه باورم
گلوتو میبوسم به جای مادرم
گره بزن محکم، نیفته معجرم
گریهمو درآوردی، داری میری
زینبو به کی سپردی؟ داری میری
داری میری ای ماه، از آسمون من
نزن تو با اشکات، آتیش به جون من
داداش کجا داری، میری بدون من؟
میچینمت آخر
میان بوریا
میمونه رو شونم
همین کبودیا
میترسم از چشمهای
اون یهودیا
ناله میزنه مادر بالا سرت
من اسیر میشم باشه فدا سرت
گریهمو درآوردی، داری میری
زینبو به کی سپردی، داری میری؟
جلو چشم مادر
نزن تو دستوپا
نشست روی سینهات
با چکمه، بیحیا
برید جلو چشمام
سرت رو از قفا
یتیمی زود بودش برای دخترت
اسیری زود بودش برای خواهرت
چه نامرتب شد رگهای حنجرت
خولی داره میگرده پی سرت
رفتی و جسارت شد به خواهرت
درباره مداحی گریهمو درآوردی داری میری
منو نذار تنها میان این حرم اگه بری بیتو کجا دارم برم؟ میان این صحرا کی میشه یاورم؟ داری جدا میشی، نمیشه باورم داری جدا میشی، نمیشه باورم گلوتو میبوسم به جای مادرم گره بزن محکم، نیفته معجرم گریهمو درآوردی، داری میری زینبو به کی سپردی؟ داری میری گریهمو درآوردی، داری میری زینبو به کی سپردی؟ داری میری گریهمو درآوردی، داری میری زینبو به کی سپردی؟ داری میری داری جدا وامیسیم نمیشه باورم گلوتو میبوسم به جای مادرم گره بزن محکم نیافته معجرم گریمو درآوردی، داری میری زینبو به کی سپردی، داری میری؟ گریمو درآوردی، داری میری زینبو به کی سپردی، داری میری؟ داری میری ای ماه، از آسمون من داری میری ای ماه، از آسمون من نزن تو با اشکات، آتیش به جون من داداش کجا داری، میری بدون من؟ داری میری ای ماه ای آسمون من نزن تو با اشکات آتیش به جون من داداش کجا داری میری به جون من میچینمت آخر میون بوریا میمونه رو شونم همین کبودیا میترسم از چشمهای اون یهودیا میچینمت آخر میون بوریا میمونه رو شونم همین کبودیا میترسم از چشمهای اون یهودیا ناله میزنه مادر بالا سرت من اسیر میشم باشه فدا سرت ناله میزنه مادر بالا سرت من اسیر میشم باشه فدا سرت گریهمو درآوردی، داری میری زینبو به کی سپردی، داری میری؟ گریهمو درآوردی، داری میری زینبو به کی سپردی، داری میری؟ جلو چشم مادر نزن تو دستوپا نشست روی سینهات با چکمه، بیحیا جلو چشم مادر نزن تو دستوپا نشست روی سینهات با چکمه، بیحیا برید جلو چشمام سرت رو از قفا جلو چشم مادر نزن تو دست و پا نشست روی سینهات با چکمه بیحیا برید جلو چشمام سرت رو از قفا یتیمی زود بودش برای دخترت یتیمی زود بودش برای دخترت اسیری زود بودش برای خواهرت چه نامرتب شد رگای حنجرت خولی داره میگرده پی سرت خولی داره میگرده پی سرت رفتی و جسارت شد به خواهرت
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط