
بخشها
۰:۰۰–۴:۴۲نسخهٔ تصویری
متن نماهنگ کوهی از غم
کوهی از غم در جان مانده
دل محتاج قطره ای باران مانده
مثل برگ خشک و زردم
اما سبز از این کویر برمیگردم
نماز بارانم تو
عیان و پنهانم تو
عزیز تر از جانم تو
ابی عبدالله
خمار چشمانت من
و دست به دامانت من
شوم به قربانت من
ابی عبدالله
غمت دلم را نشانه دارد
برای ماندن بهانه دارد
ابی عبدالله ابی عبدالله
جذبم کرده برق چشمت
در تمثال تو شدم غرق چشمت
دیدم با تو تقدیرم را
داده دست تو خدا زنجیرم را
نشسته در فالم تو
کبوترم بالم تو
شروع هر سالم تو
ابی عبدالله
همیشه دنبالت من
پی نخ شالت من
اسیر تمثالت من
ابی عبدالله
به غیر گریه نمانده راهی
گناه عشق است عجب گناهی
عجب گناهی عجب گناهی
ابی عبدالله
درباره نماهنگ کوهی از غم
شور احساسی با نوای حسین ستوده در تمنای عنایت و باران لطف حضرت اباعبدالله(ع) بر دلهای خسته. بند خاطرهانگیز «نماز بالانم تو، عیان و پنهانم تو، عزیزتر از جانم تو ابیعبدالله» سوز و حال این نجوا را دوچندان کرده است.
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
