
بخشها
۰:۰۰–۸:۰۸متن مداحی خانومم مثل قدیما
خانومم مثل قدیما مثل اون قدیم ندیما
تو بخند بازم هوای خونمون مثل قدیم شه
خانومم هم بودی همسر
هم برام بودی یه مادر
بابای یتیمای شهر بعد تو باید یتیم شه
خانومم بگو ایشالا خوب میشم نرم دم چاه
شب مرگ زندگیم شه اگه باز حالت وخیم شه فاطمه
آسمون من، به جون من تو هستی
صاحب خونه، سایهبون من
قد کمون من، به جون من
از زخم سینهات داره میره خون من
شد دعای من، نوای من
خدا تورو نگه داره برای من
یک نگاه ببین فقط همین
آسمون ابری تره یا چشای من
واویلا
حبیبه نرو علی غریبه
خانومم چیه قضیه؛ راسته یا فکر علیه
فکر کنم یکی دو ماهه که تو بازوتو میبندی
خانومم باشه بخند و تو خونهات نقاب ببند و
باشه من تابوت میسازم تا که باعث شه بخندی
خانومم یه لحظه دیدم رختو، کاش نمیدیدم
که شده مثل کسی که افتاده از رو بلندی
فاطمه بال و پر شکست، گوهر شکست
وقتی که پهلوت زهرا پشت در شکست
تو دست علی سپر شکست
دل تو همراه دل حیدر شکست
در جدا شده، دعوا شده
دیدم تو خونمون برو بیا شده
شدت صدا این طور میگفت
فاصله بین دندههات پیدا شده
اگه عبای مرتضی همیشه پینه خورده بود
خوش بود دلم همین عبا دل زهرا رو برده بود
سالگرد ازدواجمون براش یه چادر خریدم
فاطمه ام این عبا رو برام هدیه آورده بود
این روز خوب زندگی یه روزیم بدش رسید
چادر خاکیشو دیدم کاش علی اون روز مرده بود
حالا نیستی ببینی فاطمه
از اون همه تاب و تبت
دعاهای نیمه شبت
چه خانومی شد زینبت
وای وای دنیا چه نامرده
وای وای با علی بد کرده
درباره مداحی خانومم مثل قدیما
خانومم مثل قدیما مثل اون قدیم ندیما تو بخند بازم هوای خونمون مثل قدیما شه خانومم هم بودی همسر هم برام بودی یه مادر بابای یتیمای شهر بعد تو باید یتیم شه خانومم بگو انشاءالله خوب میشم نرم دم چاه بابای یتیمای شهر بعد تو باید یتیم شه خانومم بگو انشاءالله خوب میشم نرم دم چاه شب مرگ زندگیم شه اگه باز حالت وخیم شه فاطمه آسمون من به جون من تو هستی صاحبخونه سایهبون من قدکمون من به جون من از زخم سینهت داره می تو خونهٔ من شد دعای من، نوای من خدا تو رو نگهداره برای من یه نگاه ببین فقط همین آسمون ابریتره یا چشای من واویلا حبیبه، نرو علی غریبه حبیبه، نرو علی حبیبه وای خانومم، چیه قضیه؟ راسته یا فکر علیه؟ فکر کنم یکی دو ماهه که تو بازوتو میبندی خانومم، باشه بخند و تو خونهات نقاب ببند و واسه من تابوت میسازن تا که باعث شه بخندی خانومم، یه لحظه دیدم رخ تو او رو کاش نمیدیدم چون شده مث کسی که افتاده از رو بلندی فاطمه بال و پر شکست گوهر شکست وقتی که پهلوت زهرا پشت در شکست تو دست علی سپر شکست دل تو همراه دل حیدر شکست در جدا شده دعوا شده دیدم تو خونمون بروبیا شده شدت صدات اینطور میگفت فاصله بین دندههات اگه عبای مرتضی همیشه پینهخورده بود اگه عبای مرتضی مرتضی همیشه وصله خورده بود خوشبوتر از هم این عبا دل زهرا ربوده بود سالگرد ازدواجمون براش یه چادر خریدم سالگرد ازدواجمون براش یه چادر خریدم فاطمهام این عبا رو هدیه برام آورده بود این روز خوب زندگیم یه روزی هم بدش رسید چادر خاکیشو دیدم کاش علی اون روز مرده بود حالا نیستی ببینی فاطمه از اون همه تاب و تبت دعاهای نیمهشبت چه خانومی شد زینبت وای وای دنیا چه نامرده وای وای با علی بد کرده وای
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط