
You Grant Us Constant Tears - Seyed hojjat bahrololumi
Download You Grant Us Constant Tears
Sections
0:00–9:51Lyrics of You Grant Us Constant Tears
گریهٔ ما را مرتب میدهی
از همان چشمان زینب میدهی
سوز جانسوزت را قسمت ما کردهای
روزی ما را تو هر شب میدهی
هر غریبی آشنای زینب است
کل عالم کربلای زینب است
هر کسی را بهر کاری ساختند
کار ما گریه برای زینب است
بنده ای از بندگان زینب است
من هم از دلبستگان زینب است
گریه کردم آنقدر که گفتن اند
من یکی از بستگان زینب است
حسین
در ساحت تو گر نخورد بند، روی ما
دیگر شود شکستگی ما کجا درست؟
امر خدا که هست کلمح البصر، تویی
پلکی بزن که شود کار ما درست
چشمم به پایبوسی دست تو بار یافت
شد کار و بار مردم بیدست و پا درست
ای عهدهدار مردم بیدست و پا درست
حسین
ای با غریبهای جهان آشنا حسین
حسین
ای بیکفن رهاشدهٔ دشت کربلا
ما را به حال خود تو نکردی رها
حسین
تا خیمه غارت شد
وقت اسارت شد
دروازهٔ ساعات
خیلی جسارت شد
رفته سوی چشمام
سنگِ روی بام
خیره شدن بر ما
وقت ورودِ شام
دیدی از ترس رقیه قلبش کبابه
دیده تو بزم یزید تو دستش شرابه
یزید تو دستش شرابه
یا غریب یا حسین
About You Grant Us Constant Tears
گریهٔ ما را مرتب میدهی گریهٔ ما را مرتب میدهی از همان چشمان زینب میدهی سوز جانسوزت را قسمت ما کردهای روزی ما را تو هر شب میدهی روزی ما را تو هر شب میدهی هر غریبی آشنای زینب است کل عالم کربلای زینب است هر کسی را بهر کاری ساختند کار ما گریه برای زینب است بنده ای از بندگان زینب است من همان دلبستگان زینب است گریه کردم آنقدر که گفتن من یکی از بستگان زینب است حسین در ساحت تو گر نخورد بند، روی ما اما در ساحت تو گر نخورد بند، روی ما دیگر شود شکستگی ما کجا درست؟ امر خدا که هست کلمح البصر، تویی پلکی بزن پلکی بزن که شود کار ما درست پلکی بزن که شود کار ما درست چشمم به پایبوسی دست تو بار یافت شد کار و بار مردم بیدست و پا درست ای عهدهدار مردم بیدست و پا درست حسین ای با غریبهای جهان آشنا حسین حسین ای بیکفن رهاشدهٔ دشت کربلا ما را به حال خود تو نکردی رها حسین تا خیمه غارت شد وقت اسارت شد دروازهٔ ساعات خیلی جسارت شد تا خیمه غارت شد وقت اسارت شد دروازهٔ ساعات خیلی جسارت شد رفته توی چشمام سنگِ روی بام خیره شدن بر ما وقت ورودِ شام دیدی از ترس رقیه قلبش کبابه دیده تو بزم یزید تو دستش شرابه یزید تو دستش شرابه یا غریب یا حسین یا غریب یا گلت لک یا یمه شلون بالخیمة تبچوم عون والنار لمعت بیك و قبالك ینوحون گتل الجرح جرحین من یطلع أخت حسین خایف ألفت هوای بس ألفت بالعين عطشان تعبان عطشان تعبان وعيوني تربی بحزنها من النار تحتار أختي بخدرها وزعلها تسأل عن مصرع الهدم بدنها یمه جروح غرگت بچیها علیها أرماح وانا ضاوی ألیها بیذیها من بعید وشفتها تگوی رقیه یا غریب یا حسین
Comments
Be the first to comment.
Your comment appears here once approved.