
بخشها
۰:۰۱–۵:۴۷متن مداحی پیرهنشو ملائکه میارن
پیرهنشو ملائکه میارن
تو آسمون از اول محرم
ضجهٔ مادرش میپیچه تو عرش
میشه شروع مقتل محرم
پیرهنی که از بدایعِ امامت بود
توی قتلگاه پر از رد جراحت بود
پیرهنی که چشم یعقوبو شفا داده
حالا زیر دست و پا تو مقتل افتاده
پیرهنی که از بدایعِ امامت بود
توی قتلگاه پر از رد جراحت بود
پیرهنی که چشم یعقوبو شفا داده
حالا زیر دست و پای اسبا افتاده
لَطَمَتْ عَلَیْهِ حُورُ العین
مادرش میکشه این پیرهنو روی سرش
لَطَمَتْ عَلَیْهِ حُورُ العین
مادرش میکشه این پیرهنو روی سرش
لَطَمَتْ عَلَیْهِ حُورُ العین
مادرش پیرهنو سپرده دست خواهرش
حسین...
روایته تو کاملالزیارات
محکم و متقن از امام صادق
یه قطرهٔ خونِ لباس جدّم
بسه برا شفاعت خلائق
پیرهنی که مایهٔ توبهٔ آدم شد
از قدش تو قتلگاه یه چند وجب کم شد
پیرهنی که یوسف و تو چاه امون میده
تار و پودشو ببین چه جوری پاشیده
لَطَمَتْ عَلَیْهِ حُورُ العِین
پیرهنی که تار و پودش از پر ملائکهست
لَطَمَتْ عَلَیْهِ حُورُ العِین
توی معرکه برای غارتش یه معرکهست
حسین...
مادرش این پیرهنو یه روزی
آورد و گفت به مردم مدینه
نفرین من عذابه پس بترسید
گفت علی امیر مؤمنینه
پیرهنی که ارث فاطمهست به اولادش
ارث اهلبیته و محکمه اسنادش
ارثی که با اهلبیت همیشه همراهه
این لباس حضرت بقیةاللهه
لَطَمَتْ عَلَیْهِ حُورُ العِینْ
پیرهنی که با ائمه عازم حج شده بود
لَطَمَتْ عَلَیْهِ حُورُ العِینْ
توی قتلگاه ببین چجوری رد رد شده بود
پیرهنی که از بدایعِ امامت بود
توی قتلگاه پر از رد جراحت بود
پیرهنی که چشم یعقوبو شفا داده
حالا زیر دست و پای اسبا افتاده
حسین...
درباره مداحی پیرهنشو ملائکه میارن
تو آسمون از اول محرم پیرهنشو ملائکه میارن تو آسمون از اول محرم ضجهٔ مادرش میپیچه تو عرش میشه شروع مقتل محرم پیرهنی که از بدایعِ امامت بود توی قتلگاه پر از رد جراحت بود پیرهنی که چشم یعقوبو شفا داده حالا زیر دست و پا تو مقتل افتاده پیرهنی که از بدایعِ امامت بود توی قتلگاه پر از رد جراحت بود پیرهنی که چشم یعقوبو شفا داده حالا زیر دست و پای اسبا افتاده لَطَمَتْ عَلَیْهِ حُورُ العین مادرش میکشه این پیرهنو روی سرش لَطَمَتْ عَلَیْهِ حُورُ العین مادرش میکشه این پیرهنو روی سرش لَطَمَتْ عَلَیْهِ حُورُ العین مادرش پیرهنو سپرده دست خواهرش حسین، حسین روایته تو کاملالزیارات محکم و متقن از امام صادق یه قطرهٔ خونِ لباس جدّم بسه برا شفاعت خلائق پیرهنی که مایهٔ توبهٔ آدم شد از قدش تو قتلگاه یه چند وجب کم شد پیرهنی که یوسف و تو چاه امون میداد تار و پودشو ببین چه جوری پاشیده لَطَمَتْ عَلَیْهِ حُورُ العِین پیرهنی که تار و پودش از پر ملائکهست لَطَمَتْ عَلَیْهِ حُورُ العِین توی معرکه برای غارتش یه معرکهست مادرش این پیرهنو یه روزی آورد و گفت به مردم مدینه نفرین من عذابِ پس بترسید گفت علی امیرالمؤمنینه پیرهنی که ارث فاطمهست به اولادش ارث اهلبیته و محکمه اسنادش ارثی که با اهلبیت همیشه همراهه این لباس حضرت بقیةاللهه لَطَمَتْ عَلَیْهِ حُورُ العِینْ پیرهنی که با ائمه عازم حج شده بود لَطَمَتْ عَلَیْهِ حُورُ العِینْ توی قتلگاه ببین چجوری رد رد شده بود پیرهنی که از بدای امامت بود توی قتلگاه پر از رد جراحت بود پیرهنی که چشم یعقوب و شفا داده حالا زیر دست و پای اسبا افتاده
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط