
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی - سید حجت بحرالعلومی
دانلود همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی
بخشها
۰:۰۰–۱۰:۳۱متن مداحی همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی
همه هست آرزویم
که ببینم از تو رویی
چه زیان تو را که من هم
برسم به آرزویی
به کسی جمال خود را ننمودهای و بینم
همه جا به هر زبانی بُود از تو گفتوگویی
غم رنج و دردمحنت همه مستحق قتلم
تو ببر سر از تن من ببر از میانهگویی
به ره تو ز بس که نالم
ز غم تو بس که مویم
شدهام ز ناله نالی
شدهام ز مویه مویی
چه شود که از ترحم
دمی ای سحاب رحمت
من خشکلب هم آخر
ز تو تر کنم گلویی
بشکست اگر دل من
یابنالحسن
به فدای چشم مستت
سر خود به می سلامت
شکند اگرسبویم
بشکست اگر دل من
به فدای چشم مستت
سر خم می سلامت
شکند اگر سبویم
همه بوسه به تفرج
به چمن روند و صحرا
تو قدم به چشم من نه
بنشین کنار جویی
بوی پیراهنت صحرا، گردم کرده
چشمم تو روضهها ،دنبالت میگرده
خسته میشم ولی میدونی میمونم
از هر چی بگذرم، از تو نمیتونم
هر جا رو بگی گشتم
هر جا رو بگی دیدم
تو نزدیک من بودی
اما من نفهمیدم
صبح روز فرج دل از غم وا میشه
وقتی که صحبت از کربوبلا میشه
صبح و ظهر و مسا بیتابی گریونی
پیش چشمهای تو پیراهنی خونی
وقتی خیمه غارت شد
تا مقتل هجوم بردن
کهنه پیرهنی داشتی
اون پیراهنم بردن
حسین، ای عزیز خدا
منو میکشن نیزهها
شدم راهی کوفه با ناکسان
حسین
میزنه قلبم
داره میاد دوباره باز بوی محرم
تصویر من خراب پیشت باشد
این راز پر از عذاب پیشت باشد
شاید که محرّمت نبودم آقا
این اشک علیالحساب باشد
درباره مداحی همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی به کسی جمال خود را ننمودهای و بینم همه جا به هر زبانی بُود از تو گفتوگویی غمرند و دردمندت همه مستحق قتلم تو ببر سر از تن من ببر از میانهگویی به رهت ز بس که نالم ز غمت ز بس که مویم شدهام ز ناله نالی شدهام ز مویه مویی چه شود که از ترحم دمی ای سحاب رحمت من خشکلب هم آخر ز تو تر کنم گلویی بشکست اگر دل من دل من یابنالحسن به فدای چشم مستت سر خم می سلامت شکند اگر بشکست اگر دل من بشکست به فدای چشم مستت سر خم می سلامت شکند اگر سبویم همه موسم تفرج به چمن روند و صحرا تو قدم به چشم من نه بنشین کنار جویی بنشین کنار جویی بوی پیراهنت صحرا گردم کرده چشمم تو روضهها دنبالت میگرده خسته میشم ولی میدونی میمونم از هر چی بگذرم از تو نمیتونم هر جا رو بگی گشتم هر جا رو بگی دیدم تو نزدیک من بودی اما من نفهمیدم صبح روز فرج دل از غم وا میشه وقتی که صحبت از کربوبلا میشه صبح و ظهر و مسا بیتابی گریونی پیش چشمهای تو پیراهنی خونی وقتی خیمه غارت شد وقتی خیمه غارت شد تا مقتل هجوم بردن کهنه پیرهنی داشتی اون پیراهنم بردن حسین ای عزیز خدا منو میکشن نیزهها شدم راهی کوفه با ناکسان حسین یواشیواش داره بوی محرم میآد کیا آمادهٔ محرم شدن؟ دستتو بیار بالا میزنه قلبم داره میآد دوباره باز بوی محرم میزنه قلبم داره میآد تصویر من خراب پیشت باشد این راز پر از عذاب پیشت باشد شاید که محرّمت نبودم آقا این اشک علیالحساب [نامفهوم]
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.