
بخشها
۰:۰۰–۴:۱۴متن نماهنگ وعده دیدار
روزگارم با رقیه سر آزار داره
دخترت امشب با تو وعده دیدار داره
هق هق صدامو میشنوی غم یار داره
روسریمو دوست دارم بوی علمدار داره
دستای بسته مهم نیست
سرم شکسته مهم نیست
سنگ بباره مهم نیست
لباس پاره مهم نیست
مهم توئی که عمامه سرت نیست
مهم توئی اومدی پیکرت نیست
مهم تو بودی که سرت بهم ریخت
مهم تو بودی که برات دلم ریخت
تو امام منی من فدای تو بابا
سر بی بدنی من فدای تو بابا
دستمو برداشتم از زخم لبت باز میشه
تو اگه لب تر کنی موقع پرواز میشه
من بمونم برا عمه دردسر ساز میشه
من فقط تو بغل تو خنده هام ناز میشه
چند دفعه مردم مهم نیست
غذا نخوردم مهم نیست
بال و پرم سوخت مهم نیست
راستی سرم سوخت مهم نیست
مهم توئی که موی سرت سوخت
کجا بودی رگای حنجرت سوخت
مهم تو بودی که برات بمیرم
گفته بودم سرت رو پس میگیرم
سیلی و آزار مهم نیست
کوچه و بازار مهم نیست
کنایه و نیش مهم نیست
میریختن آتیش مهم نیست
مهم توئی که حرمتت شکسته
سرت توی دست یه عده مسته
مهم تو بودی که برام عذاب بود
دیدم سرت تو مجلس شراب بود
درباره نماهنگ وعده دیدار
شور احساسی با نوای عبدالرضا هلالی در بیان درددلهای جانسوز حضرت رقیه(س) در خرابهٔ شام با سر مطهر سیدالشهدا(ع). زبانحال دختری رنجکشیده که با نوای «تو امام منی من فدای تو بابا، سر بیبدنی من فدای تو بابا» بیتابی دیدارش را به تصویر میکشد.
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط