
بخشها
۰:۰۰–۱:۲۶متن نماهنگ صندلی خالی
شب تار اندوه بالا گرفت
چه بغضی میان گلو جا گرفت
عجب شعلهای در دلم پا گرفت
غم رهبرم جان ما را گرفت
نگاهم به خالیترین صندلیست
دلم تنگ لبخند سید علیست
فلک سوخت در آتشی شعلهور
اگرچه غمش داغ زد بر جگر
پر از شوق شد جانم از این خبر
علم را پدر داده دست پسر
درباره نماهنگ صندلی خالی
شب تار اندوه بالا گرفت چه بغضی میان گلو جا گرفت عجب شعلهای در دلم پا گرفت غم رهبرم جان ما را گرفت نگاهم به خالیترین صندلیست دلم تنگ لبخند سید علیست دلم تنگ لبخند سید علیست فلک سوخت در آتشی شعلهور اگرچه غمش داغ زد بر جگر پر از شوق شد جانم از این خبر علم را پدر داده دست پسر علم را پدر داده دست پسر
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.