
بخشها
۰:۰۰–۶:۳۱نسخهٔ تصویری
متن نماهنگ به تو دل ندهم
به تو دل ندهم
به که دل بدهم
که فقط تو مرا لیلایی
ای تو ماه و صَنَم
از تو دل نکنم
بس که در نظرم زیبایی
ای آرامِ جانم
ای روح و ریحانم
ای شورِ شیرینم
ای حالِ رویایی
ای اوجِ شیدایی
ای حسِ دیرینم
ای عشقِ من، ای با من آشنا
آخر میکُشَد داغِ تو مرا
ای تمامِ گریههایم
به غمِ تو مبتلایم
مِهرَت را به دل دارد این گدا
همچون جانِ خود میدانم تو را
تو مگو که بیوفایم
دَرِ خانهات گدایم
ای جانم حسین
به تو رو نزنم
به که رو بزنم
که تو حالِ مرا میدانی
ای امیدِ من و
همه باورِ من
تو به دردِ دلم درمانی
بیتو بیسامانم
بیتاب و حیرانم
در اوجِ حیرانی
هستم غرقِ خواهش
محتاجِ آرامش
با چشمِ بارانی
اشکم را ببین، دستم را بگیر
خستهام از این دنیایِ حقیر
نظری بکن به آهم
که خراب و روسیاهم
آبادش بکن این ویرانه را
از یادت مبر این دیوانه را
که به جز تو کَس نخواهم
تو مرا بده پناهم
ای جانم حسین
به حرم نروم، به کجا بروم
تو بگو چه کنم دلتنگم
زِ فراقِ تو خسته و بینفسم
بسکه با غمِ دل میجنگم
آه از این بیتابی
از عمری بیخوابی
این بوده تقدیرم
آه از دردِ حسرت
آخر بینِ غربت
دور از تو میمیرم
دلتنگِ توام، دلتنگِ حرم
باران را ببین در چشمِ تَرَم
بطلب مرا نگارم
که زِ غصه بیقرارم
کِی بینم دَمی ششگوشِ تو را
خواهم لحظهای آغوشِ تو را
بنگر به حالِ زارم
همه شب در انتظارم
سایهات به سرم
درباره نماهنگ به تو دل ندهم
به تو دل ندهم، به که دل بدهم؟ که فقط تو مرا لیلایی ای تو ماه و صنم، مست و دلنکنم بس که در نظرم زیبایی ای آرامِ جانم، ای روح و ریحانم، ای شورِ شیرینم ای حالِ رؤیایی، ای اوجِ شیدایی، ای حسِّ دیرینم ای عشقِ منِ نامآشنا آخر میکشد داغت مرا ای تمامِ گریههایم، به غمِ تو مبتلایم مهرت را به دل دارم اینگدا همچون جانِ خود میدانم تو را تو مگو که بیوفایم، درِ خانهات گدایم ای جانم حسین ای جانم حسین ای جانم حسین، حسین، حسین ای جانم حسین آقا، آقا به تو رو نزنم، به که رو بزنم؟ که تو حال مرا میدانی ای امید من و همه باور من تو به درد دلم، درمانی بیتو بیسامانم، بیتاب و حیرانم در اوج حیرانی هستم غرق خواهش، محتاج آرامش با چشم بارانی اشکم را ببین، دستم را بگیر خستهام از این دنیای حقیر نظری بکن به آهم که خراب و روسیاهم آبادش بکن این ویرانه را از یادت مبر این دیوانه را من که بهجز تو کس نخواهم تو مرا بده پناهم ای جانم حسین ای جانم حسین به حرم نروم به کجا بروم تو بگو چه کنم، دلتنگم ز فراق تو خسته و بینفسم بس که با غم دل میجنگم آه از این بیتابی، از عمری بیخوابی، این بوده تقدیرم آه از درد حسرت، آخر بین غربت، دور از تو میمیرم دلتنگ توأم، دلتنگ حرم باران را ببین در چشم ترم بطلب مرا نگارم، که ز غصه بیقرارم کی بینم دم شش آغوش تو را خواهم لحظهای آغوش تو را بنگر به حال زارم، همه شب در انتظارم شاید که تو را
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
