
بخشها
۰:۰۰–۳:۲۷متن نماهنگ بخوان زلزال
بخوان زلزال به روی لب
علمدار لشکر به پیکار آمد
ابوفاضل یل میدان
چو موج خروشان علی وار آمد
بزن زنگ خطر را چون
شتابان رجز خوان علمدار آمد
بیامد اجل الفرار الفرار
خدای نبرد قاتل کارزار
اگر تیغ او از کسی بگذرد
سرش در یمین پیکرش در یسار
قاتل الحربه ابوفاضل
شیرمرده ابوفاضل
دور حضرت رقیه میگرده ابوفاضل
تیغ برنده ابوفاضل
کوبنده ابوفاضل
گور دشمنای حیدرو کنده ابوفاضل
شرف الشمس به دست همگان است ولی
شرف کل جهان دست جناب عباس است
زمین لرزد ز تکبیرش
نقابی به صورت غزل خوان آمد
ز مارد کرک و پر ریزد
ز یک حمله تیر مژگان آمد
بنازم بر کمالاتش
ابوفاضل چو ماه درخشان آمد
بزن حمله کن سر بریز بر زمین
بچرخان علم ای یل آهنین
چه کردی که ترسیده دشمن ز تو
به عمرم ندیدم یلی این چنین
طاق ابروی ابوفاضل
گیسوی ابوفاضل
رفته به علی توان بازوی ابوفاضل
تیر مژگان ابوفاضل
چشمان ابوفاضل
تا کور شود چشم حسودان ابوفاضل
درباره نماهنگ بخوان زلزال
شور حماسی با نوای امیر برومند در مدح دلاوری و هیبت حیدری حضرت عباس(ع) در معرکه. طنین رجزهای کوبنده با عبارتِ «بزن حمله کن سر بنه بر زمین، بچرخان علم، یل آهنین» هراس لشکریان از علمدار کربلا را بازگو میکند.
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط