
بخشها
۰:۰۰–۶:۱۰متن مداحی منم خاک پای امام جواد
منم خاک پای امام جواد
گدایم گدای امام جواد
پدر مادرم قوم و خویشم خودم
الهی فدای امام جواد
خرابش شدم عین آبادیه
غلامیش یه لطف خدادادیه
در خونه این آقا نوکری
تو ماها یه جور رسم اجدادیه
الهی فدا مهربونیش بشیم
فدای دل آسمونیش بشیم
جوونا بخواهید از خدای رضا
فدای جواد و جوونیش بشیم
این آقا که هم اسم پیغمبره
این آقا که کنیه اش ابوجعفره
با یک پلک بر هم زدن قادره
بگیره دل از هرچی که دلبره
بهش دوست داریم توکل کنیم
یا حاجت که داریم توصل کنیم
برامون ولی سخته که داغشو
ببینیم و آسون تحمل کنیم
آهای ام فضل کم عذابش بده
آهای نامسلمون جوابش بده
جگرگوشه فاطمه ست این آقا
صدا میزنه آب آبش بده
حیا کن یه کم آی زن خیره سر
کنیزاتو از پشت حجره ببر
خدا از تو و آدمات نگذره
نزن دست شده مادرش خون جگر
گرفتم که با این آقا دشمنی
چرا ظرف آبو زمین میزنی
دارن سهم از آب حتی وحوش
تو انگار از نسل ذی الجوشنی
دم پر زدن هی صدا زد حسین
برا بی کسیت ناله ها زد حسین
گمونم جلو چشم زهرا رو خاک
درست مثل تو دست و پا زد حسین
با اینکه سه روزم بدون کفن
رو بام خونش بود آقای من
پر کفترا سایه بون شد براش
با اینکه به تن داشت آقام پیرهن
توی کوچه انداختنش از رو بام
نشد کم جسارت به جسم امام
ولی دیگه سرنیزه و تیر و سنگ
به نعشش نخورد با شتاب تمام
درباره مداحی منم خاک پای امام جواد
منم خاک پای امام جواد گدایم گدای امام جواد پدر مادرم، قوم و خویشم، خودم الهی فدای امام جواد خرابش شدن عین آبادیه غلامیش یه لطف خدادادیه خرابش شدن عین آبادیه غلامیش یه لطف خدادادیه در خونهٔ این آقا نوکری تو ماها یه جور رسم اجدادیه الهی فدا مهربونیش بشیم فدای دل آسمونیش بشیم جوونا بخواید از خدای رضا فدای جواد و جوونیش بشیم فدای جواد و جوونیش بشیم این آقا که هماسم پیغمبره این آقا که کنیهش ابوجعفره با یک پلک برهمزدن قادره بگیره دل از هر چی که دلبَره بهش دوست داریم توکل کنیم یا حاجت که داریم توسل کنیم برامون ولی سخته که داغشو ببینیم و آسون تحمل کنیم آهای امفضل کم عذابش بده آهای نامسلمان جوابش بده جگرگوشهٔ فاطمهست این آقا صدا میزنه آب، آبش بده صدا میزنه آب حیا کن یکم آی زن خیرهسر حیا کن یکم آی زن خیرهسر کنیزاتو از پشت حجره ببر خدا از تو و آدمات نگذره نزن دف شده مادرش خونجگر گرفتم که با این آقا دشمنی چرا ظرف آب و زمین میریزی دارن سهم از آب حتی وحوش تو انگار از نسل ذوالجوشنی تو انگار دم پر زدن هی صدا زد حسین برا بیکسیت نالهها زد حسین گمانم جلو چشم زهرا رو خاک درست مثل تو دستوپا زد حسین با اینکه سه روزم بدون کفن رو بام خونهش بود آقای من پر کفترها سایهبون شد براش با اینکه به تن داشت آقام پیرهن توی کوچه انداختنش از رو بام نشد کمجسارت به جسم امام ولی دیگه سرنیزه و تیر و سنگ به نعشش نخورد با شتاب تمام
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.