
بخشها
۰:۰۱–۱۰:۱۸متن مداحی تموم شد دیگه
علی جان
تموم شد دیگه اون نگاههای شوم مغیره
علی جان
تموم شد دیگه اون نگاههای شوم مدینه
الهی که دیگه چشت روزای بد نبینه، یا مظلوم
علی جان
تموم شد شبایی که میگفتی درداتو با چاه
تموم شد غم و غصهٔ کوچه و بستنِ راه
یا من میدونم که خستهترینی مگه نه
میآی که کنارم بشینی
چه خوبه که شیش ماههمونو
عشقِ من حالا بعدِ سی سال میبینی
علیجان
تموم شد دیگه اون سلامای بدونِ جوابت
تموم شد همه دردایی که میدادن عذابت
علیجان
میدونم سرت زخم که برداشت، چه دردی کشیدی
بازم خوبه که تو خودت رو تو آتیش ندیدی
آخه خوب میفهمم با زخمهات حالت رو
شکستند شبیه کبوتر بالت رو
مثل چادر من که مسمار چنگش زد
گرفت چوبِ در، دو دستی شالت رو
علی جان علی جان
علی جان
دلم لک زده بچههام رو تو آغوش بگیرم
برا تشنگیِ حسینم الهی بمیرم
علی جان
همه فکر و ذکرم از الان همون مشکِ آبه
دلم لحظهلحظه کنارِ عروسم ربابه
یا مظلوم
اونم مادرِ، اصغرش رو دوست داره
شبا پایِ قنداقِ بچهاش میباره
بابایی
کجایی ببینی که دیگه نمیبینه چشمام
گرفته، ورم پرشد از آبله دست و پام
بابایی
به هم خورده و از هم پریشونه سوخته موهام
منو مسخره کردن واسه کهنه است لباسهام
منو میزدن بیبهونه بابایی
روی صورتم ردِ خونه
حسین جان
به یاد لبت یک شبم خواب راحت نداشتم
حسین جان تو بودی و
گودال و تو و سرِ اسیرِ نیزه
خداحافظی کردی با زینبِ زیرِ نیزه
یا مظلوم
تا حالا از این خانواده زنی رو نبردن اسارت
الهی میمردم نمیدیدم اینقدر جسارت
سرِ تو که رو نیزهها رفت یا مظلوم
همهش چادرم زیرِ پا رفت
یا مظلوم
بدم الغریب، شیب الخضیب، بک یا الله
بدم الغریب، خد التریب، بک یا الله
بدم الغریب، بدن السلیب، بک یا الله
غریب بود، زیرِ سمِ اسبای نانجیب بود
نیزه و شمشیر تعجبی نیست، سنگ و عصا دورِ تنت عجیب بود
نگاهِ خواهرته که سمتِ قتلگاهه
میبینه موهاتو تو دستِ شمر و تنت که زیرِ چکمهٔ سیاهه
آه پناه عالم خرابه حالم
درباره مداحی تموم شد دیگه
گویند نام علی را مبر بی وضو من نام علی برم تا پاکم کند، علی علی از نخست زندگی هرگز نمیشد باورم بشود این خانه روزی قتلگاه همسرم آی مردم عالم، او مرا میخواند و من آن روز دستم بسته بود دیدم آنجا پشت در افتاده تنها یاورم علی جان علی جان تموم شد دیگه اون نگاههای شوم مغیره علی جان تموم شد دیگه اون نگاههای شوم مدینه الهی که دیگه چشت روزای بد نبینه، یا مظلوم علی جان تموم شد شبایی که میگفتی درداتو با چاه تموم شد غم و غصهٔ کوچه و بستنِ راه یا من میدونم که خستهترینی مگه نه؟ میآی که کنارم بشینی چه خوبه که شیش ماههمونو عشقِ من حالا بعدِ سی سال میبینی علیجان تموم شد دیگه اون سلامای بدونِ جوابت علیجان تموم شد دیگه اون سلامِ بدونِ جوابت تموم شد همه دردایی که میدادن عذابت یا من علیجان میدونم سرت زخمِ که میدونم سرت زخم که برداشت، چه دردی کشیدی الله بازم خوبه که تو بازم خوبه که تو خودت رو تو آتیش ندیدی یا من آخه خوب میفهمم با زخمهات حالت رو شکستند شبیه کبوتر بالت رو مثل چادر من که مسمار چنگک زد گرفت چوبِ در، دو دستی شالت رو علی جان علی جان، علی جان، علی جان، علی جان علی جان دلم لک زده بچههام رو تو آغوش بگیرم برا تشنگیِ حسینم الهی بمیرم یا مظلوم سادات، منو حلالم کنن علی جان همه فکر و ذکرم از الان همون مشکِ آبه دلم لحظهلحظه کنارِ عروسم ربابه یا مظلوم اونم مادرِ، اصغرش رو دوست داره شبا پایِ قنداقِ بچهاش میباره شبها یا قنداقه بچهش میباره صلی الله علیک یا اباعبدالله صلی الله علیک یا اباعبدالله بابایی بابایی کجایی ببینی که دیگه نمیبینه چشمام؟ گرفته، ورم کرده و زد آبله دست و پام بابایی به هم خورده و از هم پریشونه ناموسِ موهام منو مسخره کردن واسه کهنه بودنِ لباسهام واویلا! منو میزدن بیبهونه بابایی روی صورتم ردِ خونه حسین جان به یاد لبت یک شبم خواب راحت یک سال و نیم زینبت بود و زمزمه حسین جان تو بودی و گودال و تو و سرِ اسیرِ نیزه خداحافظی کردی با زینبِ زیرِ نیزه یا مظلوم تا حالا از این خانواده زنی رو نبردن اسارت الهی میمردم نمیدیدم اینقدر جسارت واویلا سرِ تو که رو نیزهها رفت یا مظلوم همهش چادرم زیرِ پا رفت یا مظلوم یا مظلوم بدم الغریب، شیب الخضیب، بک یا الله بدم الغریب، شیب الخضیب، بک یا الله بدم الغریب، خد التریب، بک یا الله بدم الغریب، بدن السلیب، بک یا الله غریب بود، زیرِ سمِ اسبای نانجیب بود نیزه و شمشیر تعجب نیست، سنگ و عصا دورِ تنش عجیب بود نگاهِ خواهرته که سمتِ قتلگاهه میبینه موهاتو تو دستِ شمر و تنت که زیرِ چکمهٔ سیاهه آه آه پناه عالم خرابه حالم خرابه حالم آه پناه عالم
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط