
ای تکیهگاه علی تکیه به دیوار نکن - محمدحسین حدادیان
دانلود ای تکیهگاه علی تکیه به دیوار نکن
بخشها
۰:۰۳–۹:۴۸متن مداحی ای تکیهگاه علی تکیه به دیوار نکن
ای تیکه گاه علی تکیه به دیوار نکن
با این بازوی کبود جان علی کار نکن
خانومم به رفتن اصرار نکن
جلو چشم حسنت گریه نکن
سر قبر محسنت گریه نکن
چهل و پنج روزه که دلم میسوزه
صدای خندهی زهرا نمیزاره
چهل و پنج روزه که دلم میسوزه
دستای شکسته بالا نمیاد
چهل و پنج روزه که دلم میسوزه
محسنم دیگه به دنیا نمیاد
ویلی علی المظلومم
جون به لب شد حیدر از حرفای روی لبت
دفنی باللیل ها وصیت امشبت
خانومم دق میکنه زینبت
روضهای به پا میشه گریه نکن
زخم سینه وا میشه گریه نکن
چهل و پنج روزه که دلم میسوزه
نمیگی چی شد که گوشواره شکست
چهل و پنج روزه که دلم میسوزه
خاک غربت روی چادرت شکست
چهل و پنج روزه که دلم میسوزه
روی صورت تو مونده جای دست
ویلی علی المظلومم
دوختی یک پیرهن برا بی کفن کربلا
می مونه عریان تنش زیر سم مرکبها
ای وای از دشنه لب سرد شب آخری بیا گریه کنیم
برا داغ کربلا گریه کنیم
چهل و پنج روزه که دلم میسوزه
باز دوباره این آتیش به پا میشه
چهل و پنج روزه که دلم میسوزه
میخ در خنجر کربلا میشه
چهل و پنج روزه که دلم میسوزه
پسرت راهی کربلا میشه
سوختم تا که این پرهن و دوختم
میکشم از تن بآه یا حسین فی امان لله
درباره مداحی ای تکیهگاه علی تکیه به دیوار نکن
ای تکیهگاه علی، تکیه به دیوار نکن ای تکیهگاه علی، تکیه به دیوار نکن با این بازوی کبود، جان علی، کار نکن با این بازوی کبود، جان علی، کار نکن خانومم، به رفتن اصرار نکن خانومم، به رفتن اصرار نکن جلو چشم حسنت گریه نکن، گریه نکن سر قبر محسنت گریه نکن، گریه نکن جلو چشم حسنت گریه نکن چهلوپنج روزه که دلم میسوزه صدای خندهی زهرا نمیآد چهلوپنج روزه که دلم میسوزه دستای شکسته بالا نمیآد چهلوپنج روزه که دلم میسوزه محسنم دیگه به دنیا نمیآد ویلی علی المظلومه ویلی علی المظلومه جونبهلب شد حیدرت از حرفای روی لبت دفننی باللیل، آه وصیت امشبت خانومم دق میکنه زینب روضه برپا میشه گریه نکن، گریه نکن زخم سینه وا میشه، گریه نکن چهل و پنج روزه که دلم میسوزه نمیگی چی شد که گوشواره شکست چهل و پنج روزه که دلم میسوزه خاک غربت روی چادرت نشست چهل و پنج روزه که دلم میسوزه روی صورت تو مونده جای دست ویلی علی المظلومه دوختی یک پیرهن برا بیکفن کربلا میمونه عریان تنش زیر سم مرکبا ای وای از تشنهلب بیسر، وای شب آخری بیا گریه کنیم گریه کنیم برا داغ کربلا چهل و پنج روزه که دلم میسوزه باز دوباره این آتیش به پا میشه چهل و پنج روزه که دلم میسوزه میخ در خنجر کربلا میشه چهل و پنج روزه که دلم میسوزه پسرت راهی کربلا میشه سوختم تا که این پیرهنو دوختم میکشم از ته دل آه یا حسین فی امان الله اما چه پیرهنی! کار به جایی رسید بالای بلندی خواهرش اینطور صداش میزد السلام ای بدن بیسر دیگر مادر آه مادر اگه این روایت درست باشه، امشب شب شهادت بیبیست مثل امشب بچههاش نمیتونستن داد بزنن بچههای حضرت زهرا، شما داد بزنید یه نگاه کرد دید حسن زانوشو بغل کرده هی زیر لب میگه آه از دست مغیره چقدر بد میزد تازه میکرد نفس را و مجدد میزد قنفذ از راه، از آن لحظه که آمد میزد اینجا نبود، فقط دستجمعی میزدن دم غروب پسرشو دوره کردن نیزهدار با نیزه میزد شمشیردار با شمشیر میزد تیراندازا تیر میزدن ای وای پیرمرداشون با عصا میزدن حسین حسین حسین حسین حسین یه خواهر سراغ دارم از خیمه میدوید هی به سینه میزد میگفت حسین
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط