
بخشها
۰:۰۰–۷:۳۸متن مداحی داره کوچه تاریک میشه
داره کوچه تاریک میشه
یه سیاهی نزدیک میشه
وای ای وای ای وای
پیش چشم ترم
رد شد از رو سرم
دست سنگینی و گفتم وای مادرم
خاکی شدی و راه خونمونو گم کردی
گوشوارههات دست منه دنبال چی میگردی
وای مادرم وای مادر...
غروب و تنهایی و درد
فدک و نامرد پاره کرد
وای ای وای ای وای
غصّه تو دل نشست
تو کوچه راهو بست
اونی که با لگد پهلوشو زد شکست
گوشهی کوچه دیدم که خون روی دیواره
گریه میکردم پاش رو از چادرش برداره
وای مادرم وای مادر...
ورم ِ رو پلکات میگه
نمیبینه چشمات دیگه
وای ای وای ای وای
دستات تو دست من
مادر حرفی بزن
دیگه نمیگذره از این کوچه حسن
یادمه گفتی بسه اینقده اشک میریزی
قول بده رفتیم خونه نگی به بابات چیزی
وای مادرم وای مادر...
درباره مداحی داره کوچه تاریک میشه
داره کوچه تاریک میشه یه سیاهی نزدیک میشه ای وای ای وای ای وای پیش چشم ترم رد شد از رو سرم پیش چشم ترم رد شد از رو سرم دست سنگینی و گفتم وای مادرم پیش چشم ترم رد شد از رو سرم دست سنگینی و گفتم وای مادرم خاکی شدی و راهِ خونمونو گم کردی خاکی شدی و راهِ خونمونو گم کردی گوشوارههات دست منه دنبال چی میگردی خاکی شدی و راهِ خونمونو گم کردیم خاکی شدی و راهِ خونمونو گم کردیم گوشوارههات دستِ منه دنبالِ چی میگردی وای مادرم وای مادر غروب و تنهایی و درد فدک و نامت پاره کرد غروب و تنهایی و درد فدک و نامت پاره کرد وای ای وای ای وای غصه تو دلش هست تو کوچه راهو بست غصه تو دلش هست تو کوچه راهو بست اونی که با لگد پهلوشو زد شکست گوشهٔ کوچه دیدم که خون روی دیواره گریه میکردم پاشو از چادرش برداره وای مادرم وای مادر وای مادرم وای مادر وای مادرم وای مادر وای مادرم وای مادر ورم رو پلکات میگه نمیبینه چشمات دیگه ورم رو پلکات میگه نمیبینه چشمات دیگه وای ای وای ای وای دستات تو دست من مادر، حرفی بزن دستات تو دست من مادر، حرفی بزن دیگه نمیگذره از این کوچه حسن یادمه گفتی بسه اینقدر اشک میریزی یادمه گفتی بسه اینقدر اشک میریزی قول بده رفتیم خونه نگی به بابا چیزی وای مادرم وای مادرم
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط